شمایل یک قهرمان

معرفیِ کتاب «گری کوپر» نوشته دیوید تامسون
نوشته‌ی‌ دیوید تامسُن/ ترجمه‌ی عقیل قیومی/ ناشر: کتابکده کسری/ سال انتشار: ۱۳۹۲/ چاپ اول/ تعداد صفحات: ۱۰۴/ قیمت: ۸۰۰۰ تومان

حسین جوانی

«گری کوپر» با یک سری تداعی‌های آزاد از کِندی، همینگوی و یاد عکس‌ها و مرور خاطرات کوپر شروع می‌شود. چند صفحه‌ای طول می‌کشد تا تامسون برود سَر اصل مطلب و به زندگی و آثارِ گری کوپر بپردازد. در ادامه هم با چنین روشی سروکار داریم. «گری کوپر» کتابی به شیوه‌ی معمول تک نگاری‌ها نیست. بیشتر از طریق ذهنیات و احساسات تامسون پیش می‌رود تا او بتواند به دغدغه‌هایی بپردازد که ممکن است در نگاه نخست چندان به نظر دوست‌دارانِ سینما نیامده باشند. کتاب پُر است از توصیفات خلاقانه از کوپر، از زیبایی‌اش، اندامش، اخلاقش و منش مردانه‌اش: «کوپر متولد شده بود تا زشتی و زیبایی لباس‌ها در تن او محک زده شود؛ فقط این نبود که خوش‌ترکیب باشد، رعنایی بود برای خودش و جنبه‌ای راستین از شورانگیزی در نگاهش بود»  یا «کوپر شمایلی قهرمانانه از خود داشت. در لباس پوشیدن‌هایش، در نگاه کردن‌هایش، در درنگ پیش از حرکتش، وقاری را تجسم می‌بخشد بدون آن‌که شکنندگی  از خود بروز داده باشد.» تامسون به همین شیوه ادامه می‌دهد تا کشف کُند در چه زمانی و چرا تشویش در سیمای کوپر هویدا شد یا به جزئیات تفاوتی می‌پردازد که میانِ یک قهرمانِ میهن‌پرست و مردِ اهل خانواده اما زن‌باره وجود دارد. از این‌رو تامسون با  وسواس به ذکر جزئیاتِ نسب و ریشه‌های خانوادگی کوپر می‌پردازد و آن‌ها را تا پایان عمر او پیگیری می‌کند. رفتارها و طرز فکری که او را به سمت کابوی شدن در فیلم‌ها هل می‌دادند اما جلوی خواب شبانه‌اش می‌گرفتند تا همواره از خستگی بنالد و پشت سرش حرف‌های خاله زنکی باشد. مثل پیگری این موضوع به ظاهر ساده که متانت و وقار در رفتار و اندامِ کوپر به شکل طبیعی نمی‌تواند جلوه‌ای از بازی او باشد بلکه نتیجه‌ی تصادف و شکستگی لگنی او در ۱۷ سالگی‌ست.

کوپر یک وکیل پشت‌میزنشین بود وقتی دوستش «تالبوت»(بدلکار اسب سواری) به سراغش آمد و گفت هنرپیشه شدن و اسب سواری احتمالاً خیلی بهتر از این کار باشد. کوپر پنج سال از عمرش را صرف پیدا کردن راهی برای هنرپیشه شدن کرد تا این‌که بالاخره به شکل اتفاقی جانشین بازیگری می‌شود و مهرش به دل بازیگر زن آن فیلم «کلارا بو» می‌اُفتد. چند سالی که با هم هستند کوپر رفته رفته اوج می‌گیرد و «بو» رفته رفته سقوط می‌کند. اما هم‌زمان راه و رسم ستاره شدن را به کوپر می‌آموزد تا تبدیل به مردی شود که بی هیچ کوششی زنان را مجذوب خود می‌کند: « خاموشی گزیدن محکی بود برای مردانگی. گفتاری که با آن خودتان را توضیح می‌دهید، دیر یا زود، به تردید و سردرگُمی می‌انجامد، در صورتی که شمایلی که کوپر از خود ارائه داد- تکیدگی، گام‌های کَجَکی، گوش‌به‌زنگی و متانت- ساز و کارهایی خودبسنده بودند. چنین مردانی به زنان نمی‌گفتند که دوست‌شان دارند. نیازی نبود تا برای حفظ قلمروِ خود به سایر مردان هشدار دهند. ‌آن‌ها به نشان دادن شمه‌ای از آن خشونت مردانه اکتفا می‌کردند که با سینمای ناطق و صدای رگبار گلوله‌هایش به اوج رسید». برعکس زن‌ها،  مردها در کوپر سیمای قهرمانی را می دیدند که اراده‌یِ قوی‌اش را پشتوانه‌ی میهن‌پرستی‌اش کرده است. آن‌ها به محل فیلم‌برداری می‌رفتند تا قهرمان‌شان را حین بازی ببینند اما سرخورده می‌شدند:« آنها با کنجکاوی زُل می‌زدند. وقتی که کوپر از آن اندکی هم که باید می‌گفت، کم می‌گذاشت، می‌دیدند که هیچ چیزی در صحنه اتفاق نمی‌افتد. اما روز بعد با دیدن راش‌ها کوپری را می‌دیدند که پرده را در چنگ دارد. جز آن حسِ انتظار در چهره‌اش و آن تنه پیچانش چیز دیگری برای دیدن وجود نداشت. جادو کار خودش را کرده بود».  چیزی نمی‌گذرد که کوپر به ستاره‌ای پول‌ساز برای استدیوها تبدیل می‌شود اما او هیچ کوششی برای بزرگ‌تر جلوه دادن خود بروز نمی‌دهد: « به عنوان یک بازیگر، بلندنظری‌هایی درباره‌ی خودش نداشت و این‌گونه بود که به نظر می‌رسید جویایِ نقش‌های بزرگ و چالش‌برانگیز نیست. واقعاً هیچ‌وقت نخواست تا تازگیِ بازی در نقش یک مردِ پا به سن گذاشته را با در پیش گرفتن حال و هوای جوانانه بیالاید. همیشه نقش اصلی بود، با صحنه‌های اکشن. حتی وقتی که با هنرپیشه‌های زنی که از خودش جوان‌تر بودند هم‌بازی بود، وزنِ فیلم روی چهره او بود».

موقع خواندنِ «گری کوپر» بدون آن‌که سرگردان شوید میان «تامسونِ منتقد» و «تامسونِ ستایش‌گر»  در نوسان خواهید بود:« کوپر به عنوان مرد خاموشِ مؤثر در فیلم‌های با کلام، پیش‌گام بود. تا به امروز – چه در سینما یا در زندگی خصوصی- کلینت ایستوود جهدی همانند را جامه عمل پوشانده و از آن سرشار شده است.» یا « تردیدی نیست که «نیمروز»(فرد زینه‌مان -۱۹۵۲) با مونتگومری کلیفت هم جواب می‌داد، اما کین بیش‌تر بر آن بود تا مردی معمولی باشد. کوپر با آن خمیدگی و سُستیِ اندام، به یادگاری از غربِ از دست رفته تبدیل می‌شود. بخشی از درماندگی‌‌‌اش برای این است که دارد تشخیص می‌دهد که معیارها تا کجا رو به نابودی رفته‌اند». «گری کوپر» کتابی درباره‌ی «گری کوپر بودن» است. تامسون اما به دسته بندیِ مقاطع مختلف زندگی کوپر نمی‌پردازد و به جای آن به شکلی کاملاً آزاد به سیر زندگی کوپر مشغول می‌شود. پس ترتیب منظمی از حوادث را پشت سر هم ردیف نمی‌کند و صرفاً با متصل کردن ماجراها و تداعی‌ها پیش می‌رود. روشی که متن تامسون را برای خواننده‌ای که به کلیات زندگی کوپر آشنا نیست سخت می‌کند. اما با اندکی دقت متوجه سیری می‌شوید که تامسون در حال پیمودن آن است. کوپر به زن‌ها اهمیت می‌داده و فیلم‌ها؛  کتاب هم تبدیل به سیری در زن‌ها و فیلم‌های زندگی کوپر شده.  تنها در انتهای کتاب است که تامسون فیلم به فیلم پیش می‌رود و حاشیه‌روی را کنار می‌گذارد. اما جذابیت اصلی کتاب در همین حاشیه رفتن‌ها و اظهار نظرهای شخصی و از این‌ها مهم‌تر، لحن تامسون است: « «هوس»(فرانک بورزیگی-۱۹۳۶) در پاییزِ ۱۹۳۵ فیلم‌برداری شد، نزدیک دو سال از ازدواج کوپر گذشته بود. برای این‌که آن ازدواج را تمام و کمال محک بزنید، باید بدانید که چه‌گونه یک نگاه را بخوانید. و آن‌گونه که کوپر  و مارلنه دیتریش در فیلم به هم خیره می‌شوند، بلافاصله ممکن است این پیامِ قدری هشداردهنده را به ذهن‌ها متبادر کند که آن‌ها دارند به سمت تباهی می‌روند، رفتن به دیترویت پیش‌کش‌شان! آن دو شیره یک جذبه انسانی را به جان فیلم اضافه می‌کنند، با آن چسبندگی و دل‌پذیریِ سیاه و سفیدش که همه آرزویش را دارند. این ثابت می‌کند که مرد آمریکایی در مقابل ظرافت زنانه بسیار آسیب‌پذیر است، و اصولاً این فیلم باید نقطه پایانی گذاشته باشد بر تصوراتی مبنی بر جسارت و قدرت بدنیِ مرد آمریکایی. اما جنگی در راه است که باید آن را مدّ نظر داشته باشیم. این‌که راکی کوپر با چنین چیزی چگونه تا می‌کند، قصه‌ای دیگر است. از موقعیتم به عنوان یک فیلم‌بینْ مایه می‌گذارم و می‌گویم که در نهایت هر دو ستاره از حضور هم غرق در لذت می‌شوند- یا دست به کارهایی می‌زنند که احتمال دارد یک همسر را به مرز جنون بکشاند، مگر این‌که این همسر راهی قانونی بیابد تا به آن‌چه دارد می‌گذرد، توجهی نکند. نیازی به گفتن نیست که کوپر برای این فیلم فقط نود و سه هزار دلار گرفت و هیچ رو تُرش نکرد از این‌که دویست‌هزار دلار به مارلنه دادند».

اما اگر بخواهیم به تصویری کلی از کتاب برسم باید به توصیفی از عکسی که کِندی در کنار کوپر گرفته برگردیم: « هر یک دارد نوع متفاوتی از قهرمانی‌گری را ارائه می‌دهد: یکی واقعی و دیگری نسخه‌ی سینمایی‌اش». دیوید تامسون  در تمامی صفحات «گری کوپر» سعی دارد این شمایل سینمایی را در طول کارنامه‌ی کاری‌ِ گری کوپر واکاوی کند: «گری کوپرِ واقعی؟ خب، به گمانم مردِ بی‌مزد و منّتی بود برای جامه‌ای پسندیده و زنی مشتاق. و البته سر و سرّ با گریس کلی بر بلندای سونورا یک چیز است، و شیفته آنیتا اکبرگ شدن هم چیزی دیگر. علامتی‌ست از دلقکی بامزه‌ که کم پیش آمد تا صورتش را نشان دهد. اما اگر گری کوپر در آخرْ چاره را در آن دید تا یک مردِ نزارِ خانواده، یک زناکار، و یک خائن شود، تازه شده بود مثلِ خیلی‌های دیگر در تاریخ سینما که کارشان  خیال‌بافی‌های عاشقانه در رؤیاهایشان است. مسأله این است که او در جایگاهی غیرعادی قرار گرفته بود. نشسته بر گُرده اسب و آمادۀ بهره‌برداری از آن. او گفت «از من یک قهرمان بساز» و رفت، و ما را در حیرت رها کرد که آیا بالاخره طعنه‌ای هم پشت این جمله بود یا نه.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *