بازی گرگ و مافیا

محمد جلیلوند

دنیای تصویرآنلاین-فیلم های زیادی را در سینمای جهان سراغ داریم که چارچوب قصه خود را براساس بازی شکل داده و پیش برده اند.قصه هایی پیچ در پیچ و معمایی که برای مخاطب علاقمند به حل معما جالب بوده و به دنبال خویش می کشاند.از فیلم مشهور «بازی» ساخته دیوید فینچر گرفته تا فیلمی مثل «شجاعت یا حقیقت» که چندی پیش در سینماهای جهان اکران شده است.همینطور فیلم‌هایی که شخصیت های منفی آن یک بازی موش و گربه با قهرمان داستان ترتیب داده و معماهایی طرح می کنند که در آخر گره آن گشوده می شود.از نمونه های شاخص آن هم می توان به «سکوت بره ها» ساخته جاناتان دمی اشاره کرد که در گذر زمان به یک فیلم کالت در این زمینه تبدیل شده است.اما در سینمای ایران به ندرت به نمونه هایی از این دست برخورد می کنیم که مهمترین دلیل آن هم ضعف های اساسی سینمای ایران در زمینه فیلمنامه نویسی است.چرا که این گونه آثار نیاز به فیلمنامه های منسجم و مهندسی شده دارند تا تماشاگر را در لابیرنت شکل گرفته از سوی فیلمنامه نویس به حرکت در بیاورند. «رخ دیوانه» ساخته ابوالحسن داودی از معدود نمونه های قابل تامل در این رابطه است که البته آن هم در یک سوم پایانی کم آورده و پایان بندی نسبتا ضعیفی دارد.بخش مهمی از «تیک آف» ساخته احسان عبدی پور هم براساس یک بازی شکل گرفته که قصه را به جلو به حرکت درآورده و تماشاگر را با قهرمان هایش همدل و همراه می کند.

«گرگ بازی» ساخته عباس نظام دوست تازه ترین نمونه در این باب است که این روزها پس از حضوری نسبتا موفق در جشنواره جهانی فیلم فجر سال جاری در حال اکران است.فیلمی که در فهرست نویسندگان فیلمنامه آن نام یکی از منتقدان باسابقه کشور(مجید اسلامی)به چشم می خورد که همین امر تماشاگر حرفه ای سینما را تا حدودی به ماحصل کار امیدوار می کند.به خصوص شروع آن که کاملا درست و سنجیده بوده و تقریبا تمامی المان های ژانر مورد نظر را دارد. ورود چند دوست قدیمی به یک خانه متروک برای گفتگو با دکتری که می خواهد روی نمایش آنها سرمایه گذاری کند.این در حالی است که این گروه می خواهند با راه انداختن بازی مافیا که چارچوب نمایشنامه آنها را تشکیل می دهد،دکتر را ترغیب به سرمایه گذاری کنند.این خط اصلی فیلمنامه «گرگ بازی» است که زمینه‌های لازم برای قلاب انداختن به تماشاگران را دارد و آنچه که می تواند آنها را تا پایان با فیلم همراه کند،روند پیشرفت داستان و پیچ و خم ها و معماهای موجود در آن است.دوستی شخصیت های اصلی داستان از پرستو و مهران و لیندا گرفته تا مینا و سعید و سپیده،نقشی کلیدی در پیشبرد داستان و گسترش آن دارد که نویسندگان «گرگ بازی»  به خوبی روی آن مانور داده اند.برای مثال هم می توان به رابطه زناشویی مهران و لیندا و کشمکش های میان این دو اشاره کرد که تماشاگر را به یاد فیلم های اجتماعی سال های اخیر می اندازد اما در ادامه عمق پیدا کرده و خود را از نمونه های مشابه خود متمایز می کند.از طرف دیگر با سعید و پرستو آشنا می شویم که بازی مافیا را بهتر از بقیه بلد بوده و کاملا بلوف های خاص آن را می شناسند.همینطور مینا بازیگر گروه که منتظر جواب مهاجرتش به آمریکا است و با کاوه رابطه قدیمی تری نسبت به بقیه دارد.کاوه هم یک آنارشیست کامل است که محبوب کل گروه است و طنز کمرنگی هم وارد داستان کرده است.با ورود دکتر و همسرش هما،قصه وارد فاز اصلی خود شده و بازی به شکل جذابی آغاز می شود تا اینکه به نقطه عطف نخست(واکنش شدید سعید به دکتر و هما)هنگام خواندن کارت دکتر می رسیم که بخشی از رابطه میان سعید،دکتر و هما روشن می شود.اینجاست که کارگردان از فلاش بک به بهترین شکل بهره گرفته و گذشته سعید و هما را برای تماشاگر برملا می کند.رابطه عاشقانه ای که از طرف هما به شکل یکطرفه ای قطع شده و حال این زخم کهنه در حال سر باز کردن است.پرستو دیگر شخصیت مهم فیلم است که حکم بزرگتر جمع و مغز متفکر آنها را داشته اما این تنها رویه ظاهری اوست که شکنندگی و سادگی هایش را پوشانده است.فلاش بک مربوط به ملاقات نخست او و دکتر عالی از کار درآمده که در یک سوم پایانی فیلم به آن ارجاع داده می شود.

اما مهمترین شخصیت های «گرگ بازی» هما و دکتر هستند:اولی شباهت هایی به یک زن اغواگر ایرانی دارد که نویسندگان فیلمنامه تعمدا از روی دلیل اش برای ترک سعید و نزدیک شدنش به دکتر گذشته و به ابهام های موجود پیرامون این دو نفر دامن زده اند.اما مرموزترین شخصیت فیلم دکتر است که ریزه کاری های زیادی در خلق آن به کار رفته و تماشاگر برای کشف لایه های مختلف این شخصیت عطش زیادی دارد.کلید ورود به این شخصیت هم همان جایی است که می فهمیم دکتر بازی مافیا رو نه تنها بلد است بلکه بلوف زدن هایش را هم کاملا می شناسد.پریدن کنتور ساختمان قدیمی،زمینه را برای ورود مرد مرموزی که طبقه بالا زندگی می کند فراهم کرده و حادثه محرکی را رقم می زند که در ادامه به ناپدید شدن سعید و کشته شدنش به عنوان نقطه عطف پرده میانی فیلمنامه منتهی می شود.حضور تمام افراد گروه در اداره پلیس و جواب پس دادن به سه کاراگاه،یک رودست تمام عیار به تماشاگران است که ذهنش پیش از این به سمت مثلث سه نفره هما،سعید و دکتر معطوف شده است.اما درست جایی که به نظر می رسد کاراگاه ها برای پیدا کردن دکتر و شرکایش به بن بست رسیده و قهرمان های داستان در یک پرونده پیچیده گرفتار شده اند،نظام دوست یک پایان ضعیف و زائد را برای فیلمش تدارک دیده که اساسا با کلیت فیلم و دنیای آن تضاد دارد.با این حال نمی توان از فضاسازی درخشان فیلم و دکوپاژ هوشمندانه نظام دوست و بازی های بعضا فوق العاده بازیگران «گرگ بازی» همچون:سعید چنگیزیان و احسان گودرزی به سادگی گذشت.« گرگ بازی» یک علی مصفای درخشان و تماشایی هم در نقش دکتر دارد که سردی نگاه و لبخندهای مرموزش به وجوه هولناک و مرموز این شخصیت عمق عجیبی بخشیده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *