موریکونه بزرگ، منبع الهام من

ترجمه: فاطمه رضایی ولیسه

 

دنیای تصویر آنلاین- هانس زیمر یکی از بزرگترین آهنگ‌سازان آلمانی که برای بیش از صد و پنجاه فیلم از جمله «دانکرک»، «شیرشاه»، «گلادیاتور» و «آخرین سامورایی» موسیقی فیلم نوشته، از تأثیر شگفت‌انگیزی که انیو موریکونه بر زندگی و آثارش گذاشته، می‌گوید.

 

من در خانواده‌ای بزرگ شدم که عقیده داشتند تلویزیون یک آفت بزرگ فرهنگی است. به همین دلیل تا دوازده سالگی که به سینمای محلی شهرمان رفتم و «روزی روزگاری در غرب» را تماشا کردم، هیچ فیلم دیگری را تماشا نکرده بودم. دیدن آن فیلم نقطه عطفی در زندگی من بود. نه تنها خود فیلم برایم بسیار جذاب بود، بلکه موسیقی آن تأثیرعجیبی بر من گذاشت و مسیر جدیدی را پیش روی من گشود. مسیری که قطعا می‌دانستم می‌خواهم در آن چه کنم. این‌گونه بود که با موریکونه بزرگ آشنا شدم. بعد از آن، همه آثار سرجو لئونه را دیدم. اما پس از مدتی، تماشای فیلم‌ها دیگر هدف من نبود؛ بلکه گوش سپردن به موسیقی آن‌ها برایم جذابیت پیدا کرده بود.

 

من با آثار بزرگانی چون بتهوون، گوستاو مالر و برامز بزرگ شدم و ناگهان آهنگسازی را کشف کردم که معتقدم خلاقیتش خصیصه منحصربه‌فرد اوست. اگر بیش از چهارصد موسیقی فیلمِ ساختۀ موریکونه از جمله «روزی روزگاری در غرب»، «سینما پارادیزو»، «هملت»، «به خاطر چند دلار بیشتر»، «مأموریت»، «خوب بد زشت» و «هشت نفرت‌انگیز» را مورد مطالعه قرار دهیم، تأثیر موسیقی باخ را در این آثار می‌بینیم. موتزارت نیز در آثار او تأثیر شگفت‌انگیزی داشته و موریکونه از سبک هر دوی آن‌ها به طرز خلاقانه و استادانه‌ای استفاده می‌کند.

 

او قطعا یکی از نوابغ قرن بیستم در عالم موسیقی فیلم است. سبک‌های مختلف و آهنگسازان بزرگ دیگری نظیر جان ویلیامز و اریک کورن گلد وجود دارند. اما برای من موریکونه جایگاهی فراتر از دیگر آهنگسازان دارد.

 

موسیقی خلاقانه او جسارت و لطافت را توأمان به همراه دارد و بیان‌کننده حقیقتِ احساساتِ ناب و خالص اوست. او بی‌اغراق از اعماق وجود و احساسش قطعه‌ای خلق می‌کند.

 

موسیقی او به طور شگفت‌انگیزی شخصی‌ست. درحالی‌که برای جمعیت عظیمی نواخته می‌شود، بر روی تک‌تک شنوندگان تأثیر منحصر به فرد خود را می‌گذارد. این یکی از بزرگترین دستاوردهای اوست. اینکه هر شنونده تأثیری خاص و منحصربه‌فرد از موسیقی او دریافت می‌کند.

 

قدرت موسیقی او نفوذ به اعماق تک‌تک جان‌هاست، آن‌گونه که موسیقی بتهوون به جان‌ها رخنه می‌کرد. جسارت و اعتمادی به شنونده‌اش می‌دهد که موسیقی به عمق احساساتش نفوذ کند؛ گویی شنوندۀ موسیقی او نیستی، بلکه به احساساتش گوش فرا می‌دهی. تا زمانی که موریکونه زنده و سرحال است، موسیقی فیلم هم زنده و پایدار خواهد ماند. موسیقی او موهبتی بزرگ است که افتخار شناخت آن را داشتم.

 

یک نظر

  1. خسرو رضاءی اصل

    با درود ؛ همین چند پاراگراف بود ؟ ( ۸ پاراگراف ) . برگردان به زبان روان و شیرین صورت گرفته و خواننده علاقه مند میشود همچنان مطلب را تا به آخر دنبال کند . پیروزی بیشتر و ترجمه های بلند را آرزو دارم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *