تولد یک ستاره

محمد جلیلوند

دنیای تصویرآنلاین-پس از پیروزی انقلاب،بازیگران زیادی دست به مهاجرت زده و عده بیشتری هم که ماندگار شدند مهر ممنوع الکاری روی پیشانی شان خورد.از طرف دیگر مدیران وقت سینمایی کشور نیز علاقه ای به ستاره سازی در سینمای نوپای ایران نداشته و حتی به اشکال گوناگون با آن مبارزه می کردند که یکی از نمونه های مشهور آن به ممنوع الکاری جمشید هاشم پور با سر تراشیده به مدت سه سال پس از فیلم«یوزپلنگ» ساخته ساموئل خاچیکیان بود!.سرانجام پس از پایان جنگ و در آخرین سال دهه شصت،بهروز افخمی در فیلم عروس از دو بازیگر خوش چهره و جوان به نام های نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب استفاده کرد که پس از نمایش عمومی فیلم به ستاره های سینمای ایران تبدیل شدند.نیکی کریمی که امروز تولد چهل و هفت سالگی اش است،در حدود سه دهه ای که از ساخت عروس می گذرد خود را در مقام بازیگر تثبیت کرده و فیلم های زیادی را در کارنامه دارد که برخی از آنها در گیشه بسیار موفق بوده اند.از طرف دیگر او از جمله بازیگرانی است که علاقه ای به محدود شدن در این رشته نداشته و کارگردانی را هم تجربه کرده است.علاوه بر همه اینها،دستی هم در ترجمه داشته و چند کتاب ترجمه کرده که با توجه به بودن نام او در پیشانی آنها،به فروش خوبی هم در بازار نشر دست پیدا کرده اند.از دیگر فعالیت های خارج از بازیگری کریمی می توان به دبیری جشن عکاسان سینمای ایران اشاره کرد.حال به بهانه تولد وی نگاهی به تعدادی از مهمترین فیلم های وی در مقام بازیگر می اندازیم.

«عروس»

دومین فیلم سینمایی کریمی پس از وسوسه ساخته جمشید حیدری که افخمی مدتی پیش از شروع فیلمبرداری را صرف تمرین بازیگری با او کرد.نتیجه کار هم تا حدود زیادی موفق از کار درآمده و کریمی در نقش مهین دختری جوان از طبقه مرفه مورد توجه عموم تماشاگران قرار گرفت.هر چند که هنوز بیان پخته ای نداشته و در برابر پورعرب که سابقه تئاتری داشت،به اصطلاح کم می آورد.با همه اینها این نقش برای او حکم گنج را داشته و سیل پیشنهادات سینمایی را به سمتش سرازیر کرد.

«ردپای گرگ»

کار کردن با مسعود کیمیایی برای هر بازیگری یک آرزوست چرا که وی مهارت عجیبی در کار با بازیگر داشته و بهترین بازی را از بازیگرانش می گیرد.کریمی هم در ردپای گرگ در نقشی کوتاه(دختر رضا و طلعت)حضور پیدا کرده و پیشرفت نسبی در بازی اش به وضوح به چشم می خورد.اما نقش جای کار بیشتری نداشته و اساسا دنیای مردانه ای دارد که فرامرز قریبیان ستاره آن به حساب می آید.

«سارا»

مهم ترین فیلم دهه هفتاد کریمی ساخته یکی دیگر از فیلمسازهای موج نوی دهه چهل سینمای ایران(داریوش مهرجویی)که او هم به مهارت در بازی گرفتن شهرت دارد.فیلمی براساس نمایشنامه خانه عروسک ایبسن که ایرانیزه شده و داستان زندگی زنی جوان به نام سارا است که برای معالجه همسرش پول نزول کرده و با خیاطی و منجوق دوزی لباس عروس بهره و اصل پول را فراهم کرده است.ایثار سارا و رنج ناشی از آن در سال های مختلف،به این شخصیت عمق بخشیده و کریمی هم انتخاب بسیار مناسبی برای آن بوده است.شکنندگی و معصومیت چهره این بازیگر جوان به خوبی با خصوصیات و ویژگی های نقش هماهنگ شده و روی پرده سینما به نتیجه درخشانی ختم شد که جایزه بازیگری را برای کریمی از جشنواره های سن سباستین و سه قاره نانت به ارمغان آورد.

«پری»

دومین همکاری مهرجویی و کریمی در فیلمی براساس داستان فرانی و زوئی نوشته سلینجر که البته به گردپای موفقیت های سارا نرسید.کریمی در این فیلم نقش دختر کوچک خانواده ای را بازی می کند که برادران باهوش و البته خاصی دارد و پس از خودسوزی برادر بزرگ ترش دچار بحران روحی و سرگشتگی شده است.نقش پیچیده ای که کریمی تا حدود زیادی از عهده ایفای آن برآمده اما همچنان مشکلات موجود در بیانش که البته نسبت به فیلم عروس کمتر شده،همچنان خودش را نشان داده و به رخ می کشد.

«بوی پیراهن یوسف»

کریمی پس از تجربه کار با دو کارگردان بزرگ سینمای ایران،در این فیلم با یکی از مهم ترین فیلمساز سینمای پس از انقلاب ابراهیم حاتمی کیا کار کرده است.ملودرام پرشور و تاثیرگذاری درباره آزادگان سرافراز و با محوریت پدری که شهادت پسرش را باور نکرده است.شیرین دیگر شخصیت محوری فیلم است که برادر پزشکش سال ها در اسارت بوده و حال او نیز چشم انتظار بازگشت برادر است.مفهوم انتظار را می توان تم اصلی فیلم به حساب آورد که بازی های خوب نصیریان و کریمی در نقش هایی دایی غفور و شیرین به تبلور آن کمک شایانی کرده است.رابطه این دو هم خوب و باورپذیر از کار درآمده و جزو نقاط قوت فیلم به حساب می آید.

«دو زن»

شاخص ترین فیلم از سری فیلم های مشترک کریمی و تهمینه میلانی که هم مورد توجه منتقدان قرار گرفته و هم گیشه موفقی داشته است.داستان دختر جوانی به نام فرشته که پسری خلافکار به او علاقمند شده و پس از مدتی با مردی شکاک ازدواج می کند که زندگی را برایش تلخ می کند.فرشته محور و ستون فیلمنامه دو زن است که خوب نوشته و پرداخته شده و رنج هایش هم برای مخاطب ملموس به نظر می رسد.کریمی در این نقش به وضوح پخته نشان داده و بخشی از باورپذیری این شخصیت نیز مدیون بازی خوب اوست که در کمال تعجب سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را به دست نیاورد!.

«باج خور»

در سینمای ایران به ندرت یک فیلم نوآر ساخته می شود چرا که مولفه های آن با مقتضیات سینمای ایران همخوانی ندارد.باج خور ساخته فرزاد موتمن یکی از معدود تلاش های سینمای ایران در این رابطه است که نیکی کریمی نقش فم فتال آن را ایفا کرده است.نقشی نه چندان طولانی اما تاثیرگذار در روند پیشرفت داستان که پایان فیلم را هم رقم می زند.موتمن در مقام کارگردان به خوبی از خصوصیات ظاهری کریمی در این نقش بهره گرفته و یک فم فتال باورپذیر را خلق کرده است.

«چه کسی امیر را کشت؟»

فیلم پربازیگر مهدی کرم پور فرصت مناسبی برای بازیگرانی بود که به دنبال نقش های متفاوت می گشتند.مهناز افشار و نیکی کریمی از جمله آنها هستند که در نقش های کوتاه و متفاوت خود خوش درخشیده اند.کریمی در نقش همسر امیر ظاهر شده که ظاهرا هنرمند و آرتیست است اما به مرور با لایه های درونی شخصیت وی آشنا می شویم.

«محاکمه در خیابان»

همکاری دوباره کیمیایی و کریمی پس از ۱۶ سال که به نتیجه خوبی ختم شده است.کریمی در نقش زن خیانتکاری ظاهر شده که با همکاری شریک شوهرش،پول های او را دزدیده و در فرودگاه و پیش از خروج از کشور هم همدست خود را به پلیس لو می دهد.کریمی در ایفای این نقش به یک بازی درونی و سرد روی آورده و شخصیتی را خلق کرده که برای رسیدن به هدف خود از هیچ کاری ابا ندارد.نقشی متفاوت در کارنامه بازیگری وی که فاصله زیادی با اغلب نقش هایش داشته و به باور مخاطبانش می نشیند.

«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت»

نخستین فیلم سینمایی وحید جلیلوند که مورد توجه هیات داوران جشنواره فجر قرار گرفته و در اکران هم نسبتا موفق بود.داستان مردی که تصمیم می گیرد در یک روز چند میلیون تومان پول را به یک نیازمند ببخشد و آگهی اش در روزنامه وضع عجیب و غریبی را به وجود می آورد.نیکی کریمی در نقش زنی ظاهر شده که در یک کشتارگاه مرغ کار می کند و در عین حال از همسر معلول اش هم نگهداری می کند.او عشق قدیمی همان مردی است که می خواهد پول ها را ببخشد و زن بدون آن که بداند به دفتر او مراجعه می کند.کریمی در این فیلم در نقش زنی ظاهر شده که فرسنگ ها با نقش های پیشینش فاصله داشته و باید رنج کشیدگی حاصل یک عمر را به نمایش بگذارد که کریمی در انجامش موفق نشان داده است.به خصوص با تمرکز روی چشمان بی فروغ و خسته اش که بخش مهمی از رنج کشیدگی در آن موج می زند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *