ستاره ای از قلب سینمای بی ستاره

 

محمد جلیلوند

دنیای تصویرآنلاین-بازیگران زیادی در  طول عمر سینمای ایران وارد و خارج شده اند که تنها برخی از آنان به ماندگاری رسیده و الباقی تنها به حضوری معمولی دلخوش کرده اند.از جمله بازیگران جاودان سینما می توان به فرامرز قریبیان اشاره کرد که امروز ۷۷ سالگی خود را جشن می گیرد.

قریبیان بیست و ششم آبان ماه ۱۳۲۰ در دوران ملتهب سیاسی کشور و همزمان با اشغال ایران توسط قوای متفقین در خانواده ای از طبقه متوسط به دنیا آمد. او از همان دوره نوجوانی مجذوب سینما شده و همراه با بچه محل‌هایش (مسعود کیمیایی و اسفندیار منفردزاده)که بعدها سینماگران مشهوری شدند،به سینما رفته و مشتاقانه پای پرده نقره ای می نشستند.پس از پایان دوره دبیرستان در فیلمی کوتاه که کیمیایی به عنوان نمونه کار برای استودیوی تهیه کننده فیلم «بیگانه بیا» (استودیو مولن روژ)می ساخت،ایفای نقش کرد که پس از بیست و پنج سال تکه هایی از آن در عنوان بندی فیلم «تجارت» مورد استفاده قرار گرفت. «بیگانه بیا» نخستین کار بلند سینمایی وی است که در آن نقشی کوتاه را برعهده گرفت.فیلم به دلیل فضای خاصش نتوانست توجه تماشاگران آن روزهای سینمای ایران را جلب کرده و شکست تجاری سختی خورد.قریبیان نیز پس از این اتفاق راهی ایالات متحده شده و در نیویورک ماندگار شد.مدرسه بازیگری نیویورک برای او به شدت جذاب بوده و در آنجا به آموختن فنون این رشته پرداخت.اوایل دهه ۱۳۵۰ قریبیان به ایران بازگشته و برای دومین بار جلوی دوربین مسعود کیمیایی قرار گرفت با این تفاوت که دوست دوران کودکی اش دیگر فیلمسازی تازه کار نبوده و به شهرتی قابل توجه دست یافته بود. «خاک» که براساس داستان اوسنه باباب سبحان نوشته محمود دولت آبادی ساخته شده، نقش جذابی را برای او به همراه داشت که چشمان گیرایش در ایفای نقش فوق کمک شایانی به او نمود.«خاک» شروع مناسبی برای قریبیان بوده و نام او را برسرزبانها انداخت.با وجود پیشنهادهای متعدد از تهیه کنندگان مختلف،وی هیچگاه آلوده فیلمفارسی نشده و با گزیده کاری اش متفاوت از سایرین نشان داد.در این میان گوزن ها به کارگردانی کیمیایی حکایت دیگری بود.فیلمی جذاب با مایه های سیاسی که در آن سالها مورد توجه مردم قرار گرفته و پرفروش ترین فیلم سال لقب گرفت.بازی روان وی در کنار بازی درخشان وثوقی آنچنان که باید دیده نشد اما در خاطره جمعی بسیاری از علاقمندان سینمای ایران نقش بست.نگاه غمگین و بغض آلود او به سید در ابتدای فیلم از آن لحظات ناب دوران بازیگری قریبیان است که سالهاست نظیرش را کمتر دیده ایم.

پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷،سینما دچار رکود شده و فیلم های اندکی ساخته می شد.یکی از مهمترین آنها «جنگ اطهر» ساخته محمد علی نجفی است که خود وی در آن سالها در معاونت سینمایی وزارت ارشاد جزو افراد تاثیرگذار به حساب می آمد.قریبیان در این فیلم در نقش معلمی مبارز ظاهر شده و بازی متوسطی را ارائه داد.در همین ایام در فیلم های «سایه های بلند باد» ،«هجرت» و «امشب اشکی می ریزد» ایفای نقش کرد که هیچکدام به نمایش درنیامد.در اوایل دهه ۱۳۶۰ وی با دو فیلم «سفیر» ساخته فریبرز صالح و «سناتور» به کارگردانی مهدی صباغزاده به بازیگری پولساز تبدیل شده و ستاره ای در سینمای ضدستاره آن زمان شد. اکشن بودن فیلم های فوق،وی را به سمت این نوع سینما سوق داده و حضور وی در کارهای دیگری همچون: «پایگاه جهنمی»،«گردباد»،«کمینگاه»،«کانی مانگا» و … را رقم زد که تنها این آخری فیلمی استاندارد و جذاب بود که هنوز هم می توان به تماشایش نشست.وی در این فیلم قریبیان کماندوی باتجربه ایرانی را به بهترین شکل ممکن خلق کرده که همذات پنداری را در تماشاگرانش برمی انگیخت.

«ترن» ساخته زنده یاد امیر قویدل یکی از بهترین فیلم های کارنامه اوست که سرانجام نخستین سیمرغ بلورین را برایش به ارمغان آورد.فولاد راننده کهنه کار قطار باری که برای رساندن سوخت به مردم به آب و آتش زده،میدان مناسبی را پیش روی قریبیان برای نمایش استعدادهای نهفته اش قرار داده که وی نیز بیشترین استفاده را از این فرصت طلایی برده و فولاد را به یکی از به یادماندنی ترین شخصیت های تاریخ سینمای ایران تبدیل کرد.وی برای ایفای هرچه بهتر نقش یادشده از قهرمان های تنهای سینمای وسترن الگوبرداری کرده و هویتی ایرانی به آن بخشیده است.البته نباید از گریم عالی فیلم غافل شد که در این موفقیت نقش به سزایی داشته است.

«مرگ پلنگ» ساخته فریبرزصالح از آن جهت در کارنامه بازیگری او حایز اهمیت است که در نقشی بسیار پیرتر از سن خود ظاهر شده است و بس.شکست تجاری و هنری فیلم نشان داد که تماشاگر چندان این قریبیان را نپسندیده و به نقش های قهرمانانه اش کاملا خو گرفته است.پس از این فیلم قریبیان در سال های انتهایی دهه ۱۳۶۰ و ابتدایی دهه ۱۳۷۰ در فیلم های حادثه ای نازلی همچون: «دشمن»، «گریز» و … ایفای نقش کرد که متاسفانه به کارنامه بازیگری اش لطمه شدیدی وارد کرد.در این میان وی برای حفظ حیثیت حرفه ایش در «ردپای گرگ» و «تجارت» هردو ساخته مسعود کیمیایی بازی کرده و قهرمان تنهای این فیلمساز مولف را به بهترین شکل به تصویر کشید.جالب اینکه «ردپای گرگ» در همان سال توقیف شده و بازی عالی قریبیان دیده نشد و هیات داوران برای جبران مافات بازی معمولی و متوسط وی در فیلم «بندر مه آلود» را شایسته دریافت سیمرغ بلورین دانستند!!!.تنها تجربه کمدی او با عنوان «دونفر و نصفی» ساخته یدالله صمدی کار جالبی از آب درنیامده و نشان داد که برای نقش های کمدی ساخته نشده است!.ایرج قادری در نخستین فیلم سینمایی اش پس از گذشت سالها انزوا به سراغ قریبیان رفته و وی را در یکی از نقش های اصلی کارش به کار گرفت.صدای محکم و پر طنین وی که از وجوه شاخص بازیگریش به حساب می آید در این فیلم بسیار به کار آمده و به شخصیت وکیل مدافعی که پسرش به شکلی مشکوک کشته شده رنگ و بوی دیگری بخشید.موفقیت تجاری فیلم نشان داد که هنوز سکه قریبیان از رونق نیفتاده وباید چند سالی برای وقوع این امر صبر کرد.وی لابه لای کار بازیگری علاقه خود را به فیلمسازی هم نشان داده و فیلم های «جدال در تاسوکی»،«قانون»،«چشمهایش» و «گناهکاران» کارهای او در سمت کارگردان هستند که تنها دوتای آخر دوست داشتنی و آبرومنداز کار درآمده اند.او در« چشم هایش» به سراغ داستان داش آکل هدایت رفته و برداشت آزادی را از آن ارائه کرد که توجه منتقدین را به خود جلب نمود. «مرد بارانی» ساخته ابوالحسن داودی برای سومین بار سیمرغ بلورین بهترین نقش اول را برایش به ارمغان آورده و کلکسیون جوایزش را تکمیل کرد.وی در نقش دکتری که موفق به اختراع دارویی برای درمان سرطان شده،حضوری درخشان داشته و بخش عمده ای از بار درام فیلم را به دوش می کشد.

در دهه ۱۳۸۰ دوران پرکاری او تمام شده و گزیده کاری هایش آغاز شد.«رقص در غبار» ساخته اصغرفرهادی یکی از بهترین نقش آفرینی های او در تمامی این سالهاست که متاسفانه آنچنان که باید دیده نشد.مارگیر تنهای فیلم که مارهایش را به کارخانه سرم سازی می فروشد،به شدت انگ شخصیت سینمایی قریبیان بوده و بازی در سکوت فوق العاده او غنای خاصی به فیلم فرهادی بخشیده است.این دو پس ازاین تجربه شیرین،همکاریشان را در «شهر زیبا» ادامه داده و به نتایج درخشان تری هم دست یافتند.وی در نقش پدر مقتول که برای آزادی قاتل پسرش شرط عجیبی گذاشته،فوق العاده ظاهر شده و با کمترین دیالوگ حسش را به تماشاگر منتقل می کند.بازی او در «شهر زیبا» را به جرات می توان یکی از بهترین های کارنامه پربارش دانسته و در برابرش کلاه از سربرداشت. قریبیان در سال های بعد هیچگاه نتوانست خاطره این بازی های درخشان را تکرار کرده و صرفا در کارهایی متوسط به ایفای نقش پرداخت.در این میان بازی در فیلم «رئیس» کیمیایی نیز نتوانست تکانی به این وضعیت داده و وی را به اوج برساند.«کارناوال مرگ» و «فاصله» هم فیلم های دندانگیری نبوده و چیزی به اعتبار کارنامه پربارش اضافه نکردند.«آلزایمر» ساخته احمدرضا معتمدی دیگر اثر شاخص دهه هشتادی اوست که تک لحظات درخشانی در بازی اش به چشم می خورد که مخاطب را به یاد آثار ماندگار کارنامه اش می اندازد.دو مجموعه تلویزیونی «تکیه بر باد» به کارگردانی محمود معظمی و «باغ شیشه ای» ساخته مهدی مظلومی از جمله کارهای تلویزیونی قریبیان به حساب می آیند که اولی کیفیت بهتری نسبت دومی دارد.«گناهکاران» به کارگردانی خودش و «چهارشنبه خون به پا می شود» ساخته حماسه پارسا از آخرین کارهای سینمایی قریبیان به حساب می آیند که «گناهکاران» فیلمی نوآر با درونمایه جنایی-پلیسی به حساب می آید که بازی های بسیار خوبی هم دارد که از جمله آنها می توان به بازی خودش و رامبد جوان در نقشی کاملا متفاوت اشاره کرد.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *