ضرورت شناختن سینمای هند، پرمخاطب‌ترین صنعت سینمای جهان

دنیای تصویرآنلاین-معرفی سینمای هند و تلاش برای جدی گرفتن آن در ایران از آن دسته کارهای دشوار است. تا آن‌جا که شاید کمتر کسی تصور می‌کرد روزی جلسه‌ای جدی برای معرفی و تحلیل سینمای این کشور با حضور پرشور جمعی از دوستداران سینما و منتقدی نام آشنا در حوزه نقد برگزار شود. این‌که جامعه روشن‌فکرِ فیلم‌بینِ ما فیلم هندی را ناسزا می‌دانند و نشانه بارزی از سطحی‌نگری، علاوه بر این‌که مهر تاییدی است بر ناآگاهی در این حوزه، بلکه یکی از دلایل اصلی اهمیت شناساندن پرمخاطب‌ترین سینمای جهان، در ایران است. به ویژه که مخاطب ایرانی  یکی از بیش‌ترین مخاطب این سینما را در غیر از هندی زبان‌ها، تشکیل می‌دهد. آن هم در صورتی که بر خلاف کشورهای عربی فیلم‌های هندی در ایران از اکران عمومی بی‌بهره‌اند ولی مخاطب با این وجود از طریق مجراهای غیر رسمی نیاز خود را تامین می‌کند. فیلم‌های روز سینمای هند توسط گروهی مترجم کاربلد پیش از توزیع در خود هند و در حالی که هفته اول اکران خود را سپری می‌کنند در ایران به سرعت زیرنویس شده و به مصرف مخاطب ایرانی می‌رسند. حالا این مخاطب ایرانی که مدت‌هاست فیلم‌های به روز کشور هند را می‌بیند سینمای تازه‌ای را می‌شناسد که کارشناسان سینمایی کشور به طور کلی از آن بی‌خبرند. بالا بردن سطح دانش مخاطب تنها زمانی امکان‌پذیر است که کارشناسان سینمایی که درک درستی از ذات سینما دارند بدون جبهه‌گیری‌های خاص و فرامتنی به تماشای آثار سینمای هند بنشینند و با تحلیل و نقد درست آن، مخاطب این سینما را آگاهی بخشند.

سرانجام اولین جلسه اکران فیلم هندی به کوشش مرسده مقیمی روزنامه‌نگار و نویسنده  برگزار شد. این نشست که اولین جلسه از سلسله نشست‌های دنباله‌دار سینمای هند بود با کمک مرکز ارتباطات شهرداری تهران در نگارستان شهر واقع در بوستان گفتگو اجرایی شد. در اولین جلسه از این سلسه نشست‌ها، فیلم «تاریکی» با همراهی مستمر و پیگیرانه سامان کیانی که سال‌هاست در زمینه سینمای هند به صورت جدی فعالیت می‌کند؛ به نمایش درآمد. او مدیریت تبلیغات و روابط عمومی این نشست‌ها را نیز برعهده دارد.

جلسه نقد و بررسی فیلم که درست پس از نمایش آن آغاز شد نیز مانند نمایش آن با استقبال مخاطبان مواجه شد. نیما حسنی‌نسب که خوشبختانه به مرزبندی‌های فرامتنی درباره سینما همواره نقد جدی داشته و دارد؛ منتقد اولین جلسه از این سری نشست‌ها بود. او ضمن ابراز خوشحالی از برپایی چنین جلساتی گفت:« متاسفانه دانش ما درباره سینمای هند بسیار اندک است و این جلسات می‌تواند آغازگری برای بحثی جدی و تازه در میان این همه جلسات و حرف‌های تکراری باشد. او با تاکید بر این‌که ادبیات سینمای ایران در همیشه عمرش غلط عمل کرده و در مواجهه با هر اتفاق ویژه و تازه‌ای آدرس‌های غلط نشان داده و تربیت‌های ناصحیح و بنیادین در مواجهه با سینما را دامن است؛ ادامه داد: شاید خود ما که سال‌هاست در حال نقد و تدریس سینما هستیم ثمره همین آفت‌ها باشیم. من اعتراف می‌کنم دانش شخص من درباره سینمای پیچیده، عجیب، محبوب و جالبی مثل هند بسیار بسیار اندک است و دلیل این دانش اندک این است که از زمانی که ما علاقه به سینما را جدی‌تر دنبال کردیم همه منابع محدود ما یا از کنار مقوله‌های این چنینی به کل رد شدند یا به طور خیلی خلاصه و تیتروار از آن نوشتند که همان خلاصه‌ها هم بیشتر حالت تحقیرآمیز و توهین‌آمیز داشت.»

او با تاکید بر این‌که البته صحبت درباره درجه یک بودن فیلم هندی و به طور کلی ارزش‌گذاری‌اش نیست؛ ادامه داد: «صحبت درباره این است که ما نمی‌توانیم سینمای یک کشور را با عبارتی توهین‌آمیز قضاوت کرده و به کلی کنار بگذاریم. اتفاقی که متاسفانه برای سینمای ایران هم افتاد. هنگامی که دکتر کاووسی نسخه سینمایی با پیچیدگی‌های خاص و مملو از فرهنگ‌های ویژه را با عبارت تحقیرآمیز «فیلم‌فارسی» پیچید و انگار پس از آن همه همان شیوه را در پی گرفتند. فیلم هندی، ملودرام گریه‌دار و… ادبیات سینمایی ما پر از این عبارت‌های غلط است. بنابراین باید اول از همه این کلیشه‌ها، عبارات غلط و خرافات را کنار بگذاریم و بدانیم سینما پیچیده‌تر از آن است که بتوان کلیت آن را با یک متر و معیار بررسی کرد و مهم‌ترین آسیب این دسته‌بندی‌های غلط از دست دادن لذت تجربه‌های متفاوت است.»

حسنی‌نسب با اشاره بر این‌که این بحران در کشور ما ابدا محدود به فیلم‌فارسی و فیلم‌هندی و… نیست بلکه حتی در سینمای جهان هم انگاره‌های غلطی وجود دارد و حتی درباره اسامی بزرگی مثل هیچکاک یا فورد هم همین اشتباهات تکرار می‌شود؛ گفت: «دانش بسیاری از ما از فیلمسازان بزرگی مثل هیچکاک محدود می‌شود به مثلا شش فیلم از مجموع ۵۲ فیلم! و جالب این‌که عده‌ای تمام جهان‌شان را هم بر اساس آن شش فیلم استوار کرده‌اند که شاید همان‌ها را هم سی سال است که ندیده‌اند!»

او با اشاره به فرهنگ‌های بسیار و ادیان متعدد در هند ادامه داد: «درباره سینما بسیار مهم است که ما فرهنگ و جغرافیایی که فیلم در آن تولید شده را بشناسیم تا به درک درست‌تری برسیم و این موضوع در مورد هند اهمیت بیشتری دارد. چرا که هم جمعیت بسیاری دارد و هم فرهنگ و ادیان مختلفی و همین باعث می‌شود پیچیدگی‌های بیشتری داشته باشد که نمی‌توان این پیچیدگی‌ها را به کل نادیده گرفت؛ چرا که بر درک ما از سینما اثر می‌گذارد.»

او با تاکید بر این‌که «تاریکی» نماینده‌ سینمای هند نیست و بیشتر شبیه فیلم‌های آمریکایی و اروپایی است، ادامه داد: «با همین آفت ارزش‌گذاری به دنبال این نباشیم که سراغ فیلم‌هایی از سینمای هند برویم که عناوین خاصی را یدک می‌کشند که انگار امتیاز است! مثل موج نو، کمدی سیاه و… چون اتفاقا آن سینمای اورجینال هندی که هیچ‌کجا مشابه‌اش ساخته نمی‌شود امتیاز بالاتری از فیلم‌هایی می‌گیرد که صدها نمونه مشابه و با کیفیت خارجی دارند.»

او با اشاره به این‌که «تاریکی» اقتباسی از فیلم «معجزه‌گر» آرتور پن است؛ گفت: متاسفانه «تاریکی» فیلم متوسط الحالی است. این اغراق که در سینمای هند و به طور کلی در فرهنگ شرقی وجود دارد تبدیل به آفت فیلم شده است. در واقع فیلم برداشتی است از زندگی هلن کلر و همین اغراق و زیاده‌گویی باعث شده که فیلمساز بخواهد کل زندگی هلن کلر را در یک فیلم دو ساعته نشان بدهد! همین موضوع به علاوه اضافه کردن تعداد زیادی داستان متفرقه باعث ایجاد باگ‌هایی شده که فیلمساز مجال پرداختن به آن‌ها را نداشته است. در واقع کل فیلم «معجزه‌گر» آرتور پن بخشی از این فیلم است و تازه پس از آن فیلم وارد بزرگسالی شخصیت اصلی می‌شود. علاوه بر این‌که داستان‌های دیگری هم به قصه اضافه می‌شود؛ مثل حسادت خواهر، الکلی بودن معلم و آلزایمرش و البته عشقی که ناگهانی بین این‌ها پیش می‌آید و خیلی خلق‌الساعه هم تمام می‌شود. اضافه شدن این همه خرده داستان که متاسفانه به راحتی رها می‌شوند به فیلم ضربه زده است. در واقع فیلمساز فرصت تعمق را از کاراکتر می‌گیرید و همین عمق فیلم را کاهش می‌دهد.»

در پایان مقیمی این نکته را متذکر شد که سینمای موج نوی هند یا جریان تازه‌ای که در هند به راه افتاده است به هر حال با فیلم هندی به آن معنایی که عموم مردم می‌شناسند تفاوت جدی دارد و حالا چند سالی است که عمده آثار تولید شده در سینمای هند را این آثار تشکیل می‌دهند و از همه مهم‌تر هدف این سلسله نشست‌ها شناساندن این جریان تازه در سینمای هند است. بنابراین امیدواریم با نقد و تحلیل این جریان تازه هم محاسن و هم معایب آن را بررسی کنیم و با تغییراتی که سینمای هند در این سال‌ها کرده است آشنا شویم.

دکتر آنتونیا شرکا منتقد سینما و التفات شکری آذر محقق سینمای هند از مهمانان ویژه این نشست بودند که هر دو ادامه‌دار بودن این نشست‌ها را مهم و ضروری داستند چرا که معتقد بودند به راستی این سینما آن طور که باید و شاید شناخته نشده و نیاز به بحث‌هایی جدی دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *