گام بلند سعید روستایی

 

محمد جلیلوند

دنیای تصویرآنلاین-(خطر لو رفتن پیرنگ داستان)وقتی یک فیلمساز در فیلم اول خود همه قله ها اعم از تجاری و هنری را فتح کرده و جوایز زیادی به دست می آورد،کار برایش سخت تر از قبل شده و برای برداشتن گام دوم دچار وسواسی فوق العاده خواهد شد.چرا که مخاطب اعم از خاص و عام فیلم دوم را تحت هر شرایطی با شاهکار اولی مقایسه کرده و حکم خود را صادر خواهد کرد.سعید روستایی از جمله این فیلمسازان است که فیلم اولش «ابدو  یک روز »در جشنواره سی و چهارم با موفقیتی کم سابقه مواجه شده و علاوه بر هیات داوران و منتقدان مورد توجه خیل عظیمی از سینماروها نیز قرار گرفت.فروش بالای ده میلیاردی این فیلم با موضوع تلخ و تکان دهنده اش،خیلی ها را مشتاق تماشای دومین فیلم او کرد.فیلم سینمایی «متری شیش و نیم» که عصر چهارشنبه در پردیس ملت برای اهالی رسانه به نمایش درآمد،به عنوان تجربه دوم روستایی فیلمی قابل تامل و گامی رو به جلو محسوب می شود که می تواند از مراسم اختتامیه جشنواره سی و هفتم هم دست پر بیرون بیاید.فیلم یکی از بهترین افتتاحیه های سینمای ایران در سال های اخیر را دارد که تنشی فوق العاده در آن موج زده و تماشاگر را همراه خود وارد قصه پرتلاطم خود می کند.تعقیب و گریز یک گروه از پلیس مبارزه با مواد مخدر با محوریت صمد و حمید با پسری جوان که در انتهای این سکانس فوق العاده خوش ساخت فاجعه ای بزرگ برایش رقم می خورد.این ریتم پرشتاب و طوفانی در سکانس های بعد هم حفظ شده و با ورود این دو نفر به خانه مرد خرده فروش مواد مخدر به یک حادثه محرک قوی می رسد.

مردی به نام ناصر خاکزاد که در تمامی پرونده های ماه های اخیر همه اعتراف ها به او ختم شده اما هیچ اثری از او در دست نیست تا اینکه مرد موادفروش به حرف آمده و سرنخ را به صمد و حمید برای دستگیری او می دهد.روستایی در یک سوم اول فیلم به خوبی از کلیشه های جذاب سینمای پلیسی بهره گرفته و تعلیق خوبی بر سرتاسر آن حاکم کرده است.در این بین داستانک هایی هم برای عرض بخشیدن به فیلمنامه و پر کردن تنه آن خلق کرده که مهمترین آن هم کشته شدن پسر خردسال حمید به دست عوامل ناصر و جدایی صمد از همسر بابت شغلش و رجوع مجدد،است.دستگیری ناصر در خانه چند میلیاردی اش را می توان نقطه عطف پرده نخست فیلمنامه به حساب آورد که فاز قصه را عوض کرده و تماشاگر کنجکاو خود را وارد پرده میانی می کند.جایی که کشمکش ها و تنش به اوج خود رسیده و قهرمان و ضدقهرمان را در دو سوی یک الاکلنگ قرار می دهد.در این قسمت آن چیزی که به داد فیلم رسیده و آن را پرنفس پیش می برد،قرار گرفتن حوادث با منطق علت و معمولی پشت سر هم است.از طرف دیگر پرداخت لایه لایه شخصیت ها به خصوص صمد و ناصر،نقشی کلیدی در پیشرفت قصه در پرده دوم و رساندن آن به نقطه عطف دوم است که تماشاگر را شوکه می کند.بخش طولانی اما به شدت تکان دهنده حضور معتادان در چند سلول نه چندان بزرگ،از یک طرف قصه مربوط به ناصر را پیش برده و از طرف دیگر داستانک های جذاب و در عین حال تلخی را در این فضا طرح کرده که نقشی کلیدی در خلق جهان فیلم دارد.برای نمونه هم می توان به داستانک مرد افلیج موادفروش و پسر نوجوانش اشاره کرد که در آن رابطه پدروپسری شکل وارونه ای به خود گرفته و تلخی سنگینی بر آن حاکم است که تماشاگر را تا چند ساعت پس از پایان فیلم  رها نمی کند.روستایی در این بخش که تعداد زیادی معتاد واقعی به عنوان هنرور در آن حضور دارند،چیره دستی خود را به نمایش گذاشته و باورپذیری فوق العاده ای به فیلم خود تزریق کرده است.هر چند که به نظر می رسد که در این امر زیاده روی کرده و خود به نوعی مقهور حضور گسترده این آدم ها با چهره و بدن های تکیده شان شده است.

طرح کلی فیلمنامه و شخصیت های اصلی آن هم شباهت های زیادی به فیلم ستایش شده سیکاریو دارد که حادثه رخ داده در آشپزخانه مواد صنعتی ناصر و شریکش در پرده میانی فیلم این شباهت را هم پررنگ تر کرده است.بخش مهمی از این بخش هم اختصاص به تقابل صمد و ناصر در دو قطب خیر و شر  دارد که خوب نوشته و طراحی شده و بازی درخشان پیمان معادی و نوید محمدزاده نیز به جذابیت های آن افزوده است.به خصوص در سکانسی که ناصر در حضور قاضی پرونده اتهام ناپدید شدن دو بسته از مواد داخل خانه اش را به گردن صمد انداخته و می خواهد پرونده او را لکه دار کند.صمد به عنوان یک پلیس کارکشته مبارزه با مواد مخدر تقریبا همانی است که تماشاگر انتظار داشته و خشونت رفتارش هم با توجه به سروکار داشتنش با آدم هایی از جنس ناصر که هزاران نفر را نابود کرده اند،کاملا طبیعی به نظر می رسد.ناصر از جهاتی شباهت هایی به کاراکتر معتاد ابد و یک روز با بازی محمدزاده دارد که یک سوم پایانی فیلم روستایی روی او زوم کرده و فیلم را هم با او به آخر می رساند.بخش مربوط به حضور خانواده ناصر در زندان،اساسا برای این تدارک دیده شده تا به اینجا رسیدن ناصر و هیولا شدنش را برای تماشاگر تعریف کند.کاری که روستایی موفق به انجامش شده اما در تعارض با کلیت فیلم و جهانی که ساخته قرار دارد.در بخش پایانی هم به نظر می رسد که چند پایان برای فیلم وجود دارد اما در نهایت روستایی پایانی را برمی گزیند که حسرت های کودکی و نوجوانی ناصر و کوچه تنگ و باریک محله اش را در خود دارد.

«متری شیش و نیم» با وجود تلخی سنگین حاکم بر فضای آن،از آن دسته فیلم هایی است که در اکران عمومی مورد توجه مخاطبان سینمای ایران قرار خواهد گرفت.اتفاق خوبی که می تواند کمی کفه سبک فیلم هایی از این جنس را در تقابل با کمدی های اغلب تکراری و بی محتوای سینمای ما سنگین تر سازد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *