گزارشی از نشست نقد و بررسی«مادر» آخرین فیلم سری دوی/شاهد موج‌ تازه‌ای در سینمای هند هستیم

دنیای تصویرآنلاین-پنج‌شنبه نهم اسفند ماه در ادامه سلسله نشست‌های موج نوی سینمای هند که به نمایش و نقد آثاری از این جریان تازه می‌پردازد؛ همزمان با اولین سالمرگ بازیگر معروف و توانای هندی سری دوی آخرین فیلم او با نام «مادر» با همکاری مرکز ارتباطات شهرداری تهران در نگارستات شهر با حضور پرشور علاقه‌مندان به نمایش درآمد و پس از آن با حضور سحر عصرآزاد منتقد سینما مورد نقد و بررسی قرار گرفت. پس از جلسه نقد فیلم، ارغوان اشتری مترجم، روزنامه‌نگار و کارشناس سینمای هند به همراه التفات شکری‌آذر مترجم و پژوهشگر سینمای هند درباره سری دوی و زندگی پر فراز و نشیبش صحبت کردند.

پس از پایان نمایش فیلم و در ابتدای جلسه نقد مرسده مقیمی روزنامه‌نگار و پژوهشگر سینمای هند که برگزار کننده این سلسله نشست‌هاست ضمن تشکر از حضور حداکثری و پرشور مخاطبان این برنامه گفت: ضمن این‌که در این جلسه نیز مانند جلسه گذشته آثار موج نوی سینمای هند را بررسی می‌کنیم به بهانه سالمرگ ستاره بی‌بدیل هندی و فقدانش آخرین فیلم او را انتخاب کردیم که امیدوارم از تماشایش لذت برده باشید. همچنین لازم می‌دانم از سامان کیانی مترجم و مدیر تبلیغات برنامه تشکر کنم که اگر او نبود نه با فیلم‌های این چنینی آشنا می‌شدیم و نه می‌توانستیم جلسه‌ای با این حضور پرشور برگزار کنیم. بدون اتلاف وقت از سحر عصرآزاد منتقد بادانش و نام‌آشنا می‌خواهم که نقد فیلم «مادر» را آغاز کند.
سحر عصرآزاد پیش از شروع نقد خود گفت: پیش از هرچیز باید بگویم خیلی خوشحالم که در بین شما هستم. مخصوصا این‌که در روز پنج‌شنبه که معمولا روز استراحت، تفریح و بودن کنار خانواده است، سالن را مملو از جمعیت می‌بینم که نشان می‌دهد چقدر نسبت به موضوع دغدغه‌مند هستید. علاوه بر این بسیار خوشحالم که کنار شما هستم تا از بازیگری حرف بزنیم که بخشی از خاطرات سینمایی ماست.
او با تاکید بر دشواری برگزاری چنین نشست‌هایی ادامه داد: می‌دانم پی‌ریزی اتفاقی که سابقه نداشته به ویژه اتفاقی نظیر این، که با توجه به نگاه جامعه هنری ما به چنین موضوعی چقدر سخت است. در طول این سال‌ها انگیزه‌های مرسده مقیمی را دنبال کردم و همیشه برایم جذاب بوده است و می‌دانم که کار سختی برای اجرایی شدن این برنامه در پیش داشته است. حضور شما نیز به تلاشی که خانم مقیمی و دوستان‌شان آغاز کرده‌اند کمک بسیاری می‌کند.
عصرآزاد با تاکید بر درستی عنوان «موج نو» گفت: همان‌طور که تو می‌گویی این واقعا موج تازه‌ایست که در سینمای هند شاهد آن هستیم. هم در سوژه و هم در نوع روایت و هم در ساختار و فرم. فیلمساز از المان‌ها عام و کلیشه‌ای سینمای هند متناسب با قصه و درامش فاصله گرفته است. به ویژه وقتی به سوژه نگاه می‌کنیم درمیابیم که نگاه به روز فیلمساز که اتفاقا این فیلم اولین فیلم اوست از نقاط برجسته اثر است چرا که موضوع خشونت علیه زنان موضوع مهمی است در سراسر دنیا به آن پرداخته می‌شود و ما نمونه‌های بسیاری در فیلم‌ها و سریال‌ها داریم. در سریالی مثل «۱۳ دلیل برای این‌که» از منظر روانشناختی به این موضوع و تبعات آن پرداخته می‌شود یا حتی در سریال‌ها عام‌تر و بیشتر دیده شده‌ای مثل «فاطماگل» می‌خواهد به جایگاه تعیین‌کننده قانون در حمایت از افراد آسیب‌دیده اشاره کند. در فیلم «مادر» وجه تمایز این است که فیلمساز از فساد در دستگاه قضا و بی‌عدالتی که پیش‌تر هم در فیلم‌های دیگر هندی شاهدش بوده‌ایم به این موضوع مهم و جهانی نزدیک می‌شود و علاوه بر نشان دادن این مهم، نقدی جدی به وضعیت هند در این مسائل دارد. جالب است که در طول تماشای فیلم فکر می‌کردم اگر به فرض محال چنین فیلمی در ایران مجوز ساخت می‌گرفت باید پس از دیده شدن به چند ده نهاد برای فیلم پاسخگو می‌بود و این متاسفانه کاستی ماست. فیلمساز از آزادی بیان و تحمل شنیدن نقد استفاده کرده و موضوع مهم‌اش را در کنار این نگاهی منتقدانه، که کم اهمیت‌تر از موضوع اصلی نیست پیش می‌برد.
کیانی در این باره گفت: در هند این مشکلات وجود دارد و بسیار جدی است و وقتی در فیلم‌ها طرح می‌شود برخورد سلبی صورت نمی‌گیرد. نارندا موری، نخست‌وزیر هند آن را می‌بیند و حتی دستور می‌دهد که اگر دختر کمتر از شانزده سالی مورد تجاوز و تعدی قرار گرفت باید مجرم فورا و بدون اتلاف وقت و بدون بخشش اعدام شود.
مقیمی با تایید حرف کیانی، گفت: اصلا وقتی درباره سینما حرف می‌زنیم آن را از وجوه مختلف بررسی می‌کنیم. مثلا سینما باید کارخانه رویاسازی باشد و در این مورد نیز سینمای هند بسیار فعال و جدی است و از سویی باید جامعه را ببنید و به عنوان یک اَبَر رسانه موثر منعکس‌کننده آن باشد و بر آن اثر بگذارد و حالا هند در این مهم هم موفق عمل می‌کند و نه تنها تصویر دقیقی از جامعه خویش ارائه می‌دهد که حتی بر آن اثر می‌گذارد به طوری که چند بند از قانون اساسی درباره حقوق زنان با تاثیر سینما تغییر می‌کند.
عصرآزاد با تاکید بر هندی بودن فیلم، گفت: فیلمساز در عین حفظ المان‌های هندی تلاش کرده است فیلم را از فیلتر جهان ذهنی خویش عبور دهد و در عین وامداری به جنس سینمای هند تلاش کرده نگاه مدرن و به روز خودش را داشته باشد و در کلیت کار نمود دارد؛ در قصه، درام، جنس بازی، گریم و حتی نوع پوشش، جالب این‌که فیلمساز یکی از مهم‌ترین المان‌های سینمای هند که موسیقی است را نیز حذف نکرده ولی از آن در جهت درام استفاده کرده و باز هم از آن کلیشه‌ها فاصله گرفته است.


او با اشاره به ممتاز بودن سری دوی ادامه داد: او به عنوان یک بازیگر محبوب، دوست‌داشتنی و بسیار منحصر به فرد که وقتی درباره‌اش مطالعه می‌کردم می‌دیدم تنها ستاره زنی بود که می‌توانست بدون نیاز به مکمل و یک ستاره مرد فیلم را به موفقیت برساند و از این حیث بی‌همتا بود. شاید استفاده از چنین بازیگری طبیعی باشد اما نوع استفاده از آن اهمیت ویژه دارد. او به دلیل سنش طبعا بخشی از زیبایی‌اش را از دست داده ولی با این وجود تلاش نشده تا با گریم این جلوه‌ها به او اضافه و آن استفاده شود یا حتی استفاده از بازیگری محبوب و دلربا برای نقش نامادری خودش تدبیری است برای ارائه یک نامادری متفاوت که کاملا ضد کلیشه‌های رایج است.
او با مثبت قلمداد کردن رئالیته فیلم گفت: در همین جشنواره فجر امسال فیلم‌های بسیاری داشتیم که بازیگر زن در بحران به سر می‌برد اما سکانس به سکانس آرایش‌اش تجدید می‌شد و رنگ به رنک لباس عوض می‌کرد اما فیلمساز در این فیلم کاملا به این نکته توجه دارد. حتی در واکنش‌های بازیگر نمی‌خواد هیچ چیزی از واقعیت دور شود مثلا اصراری ندارد بازیگر حتی به هنگام زاری هم زیبا و موجه به نظر برسد و این‌ها نکات ظریف اما قابل تحسینی است.
این منتقد سینما با ورود به درام فیلم ادامه داد: وقتی وارد درام می‌شویم ابتدا با تصویر یک خانواده خوشبخت مواجهیم. سر میز غذا متوجه می‌شویم ارتباط خشکی که بین دختر و معلمش وجود دارد صرفا به این دلیل نیست که مادرش معلم اوست بلکه به این دلیل است که احساس می‌کند او جای مادرش را گرفته است در واقع این‌جا فیلمساز شروع به کاشت‌هایی می‌کند که قصد دارد در ادامه قصه از آن برداشت کند. درست است که برخی از این کاشت‌ها خیلی مشخص و مستقیم است اما به نظرم همین تلاش برای فاصله گرفتن از کلیشه‌ها تحسین‌آمیز است. فکر می‌کنم در سال‌های آتی اتفاقات مهمی برای سینمای هند خواهد افتاد و این‌ها تجارب اولیه است و همیشه تجارب اولیه به شکل کامل و بی‌نقص نخواهد بود اما اگر بخواهیم منصف باشیم باید قبول کنیم آن موج نو آغاز شده و به نظر سال به سال پخته‌تر خواهد شد. حالا می‌توان امیدوارم بود سینمای هند ضمن حفظ اصل و سنت‌هایش می‌تواند سینمای خود را به روز کند.


این منتقد سینما ادامه داد: ما کدگذاری‌های مستقیمی داریم که مثلا آن پسر که در ابتدا می‌بینیم و مشخص است که از دختر کینه به دل می‌گیرد و ما را آماده انتقام‌گیری می‌کند. یا سکانس مهم مهمانی که هم انتقام پسر را داریم و هم ورود جدی نامادری به قصه و در واقع این رویکرد کاملا هندی است و با قیاس با نمونه‌ها مشابه خارجی می‌توانیم ببینیم که چطور فیلمساز قصه را آنِ خود کرده است.
عصرآزاد با تمجید از سبک به تصویر کشیدن لحظه تلخ و اثرگذار تجاوز گفت: بهترین سکانس فیلم که بسیار آوانگارد و سینمایی پرداخت شده، سکانس تجاوز است. در فیلم‌هایی که دست فیلمساز برای نشان دادن این صحنه‌ها بسته نیست معمولا نوع مواجهه با آن مستقیم است تا بیشترین کارکرد را در احساس مخاطب داشته باشد اما انتخاب فیلمساز بسیار انتخاب درست، هوشمندانه و جسورانه‌ایست، این‌که ما ماشین را در حال حرکت در خیابان از بالا می‌بینم و آن تیرهای چراغ برق و این که هر از گاهی ماشین می‌ایستد و پسرها جای‌شان را با هم عوض می‌کنند بسیار تکان‌دهنده، اثر گذار و البته آوانگارد در بافت سینمای هند است.
او در ادامه کاشت‌ها و برداشت‌های فیلم گفت: وقتی که در صحنه کلانتری آن کارآگاه خصوصی را می‌بینم آن خوانش هندی به فیلم اضافه می‌شود. او با ظاهر و رفتارهای مرموزش مشخص است که در ادامه وقتی به جایی می‌رسیم که این پدر و مادر را سرخورده از قانون می‌بینیم، قرار است او به کمک بیاید آن هم نه برای اثبات جرم بلکه برای گرفتن انتقام شخصی.


مقیمی با اشاره به بحث مهم انتقام شخصی در هند گفت: می‌خواهم این‌جا پرانتزی باز کنم در مورد مبحث مهم انتقام شخصی که در هند جایگاه ویژه و مقدسی دارد. در واقع این نگاه در فرهنگ و در حماسه‌های هندی وجود دارد و نه تنها بی‌قانونی محسوب نمی‌شود که اتفاقا اجرای دقیق و درست عدالت است.
کیانی نیز با به اشاره به تاثیر سینما و بر حال روحی مردم در هند، اضافه کرد: علاوه بر این، نشان دادن این واکنش‌ها در سینمای هند کاملا به جامعه هند بازمی‌گردد. آن‌ها آدم‌های به شدت فقیر و مورد ظلم قرار گرفته‌ای هستند که سینما برای‌شان زندگی است و تمام عقده‌های‌شان را آن‌جا خالی می‌کنند. وقتی به سینما می‌روند و چنین چیزی را برپرده می‌بینند انگار حق‌شان را گرفته‌اند و از ظلمی که بهشان روا داشته شده برای دقایقی نجات یافتند.
عصرآزاد ضمن تایید این حرف‌ها گفت: البته نقص دقیقا همینجاست که این شخصیت از فیلم بیرون می‌زند. کارگردان می‌تواند حتی شخصیتی را وارد قصه کند که ما به ازای بیرونی ندارد اما باید آن را طوری تعریف کند که از قصه بیرون نزند و باورپذیر باشد البته در این مورد بازی بازیگر نیز اهمیت ویژه دارد که به شدت نمایشی است و همین باعث می‌شود که باور نشود و از کار بیرون بزند.
نکته دیگری که به عنوان ضعف در فیلم خودنمایی می‌کند این است که انگار فیلمساز هم مثل همه ما تحت تاثیر فیلم‌ها و سریال‌های روز دنیاست و بخشی از آن‌ها را عینا بازسازی کرده، برای مثال وقتی چالز‌ در اثر مصرف سیانید دچار فلج جسمی شده جنس بازی بازیگر عینا از سریال «برکینگ بد» تقلید شده است. حتی همین شخصیت کارآگاه خصوصی با آن شمایل دلال‌گونه نیز انگار کاملا از آن سریال به این فیلم نقل مکان کرده است.
مقیمی ضمن تایید این ضعف، گفت: در فیلمی مثل «صورتی» که موضوعی مشابه با این فیلم دارد. کارگردان علاوه بر این‌که در نقش اصلی آمیتاب باچان را برداشته تا از تسلط و توانایی او نهایت بهره را ببرد، در انتخاب بازیگران مکمل نیز دقت ویژه‌ای به کار برده و این است که همه بازی‌ها دیدنی از آب در آمده اما انگار این‌جا فیلمساز تمام تمرکزش را بر توانایی سری دوی معطوف و سایرین را کاملا رها کرده است! این است که نقش‌ها فرعی گاهی در حد یک تیپ تکراری می‌مانند مثل شخصیت آن متجاوز خلاف‌کار.
عصرآزاد با استثنا کردن بازی بازیگر پاکستانی که نقش دختر را ایفا می‌کند، گفت: بله در مورد کاراکترهای مکمل کم‌کاری کرده حتی کاراکتر پدر نیز بسیار منفعل است. در مورد آن شخصیت خلاف‌کار هم دقیقا همان نقطه‌ای است که انگار عنان کار از دست فیلمساز رها می‌شود و آن دوز هندی بسیار بالا می‌رود و از کنترل خارج می‌شود. اصلا شمایل آن مرد، نحوه رسیدنش به کارآگاه خصوصی و… همان کلیشه‌هاییست که فیلمساز در طول فیلم بارها به خوبی آن را شکسته اما در مواردی مثل همین اسیر همان کلیشه‌ها می‌شود و از آن آسیب می‌بیند و از منطق رئال فیلم نیز دور می‌شود ولی وقتی به سکانس آخر می‌رسیم همه چیز مشخص می‌شود و دختر هم او را به عنوان مادر می‌پذیرد شاید پایان کلیشه‌ای رها کرد مرد و در آغوش کشیدن دختر بود اما باز هم فیلمساز انتخاب هوشمندانه‌ای می‌کند و با آن پایان، ضد کلیشه عمل می‌کند و در واقع با یک پایان خوب فیلمش را تمام می‌کند.
عصر آزاد در پایان صحبت‌هایش گفت: باز هم می‌گویم این فیلم به رغم کاستی‌هایش گامی به پیش است و البته تجربه‌ای مهم. بسیار خوشحالم در جلسه‌ای مربوط سینمای هند و سری دوی بود صحبت کردم که هر دو بخشی از خاطرات ما هستند و به نظرم نادیده گرفتن‌اش اصلا نشانه روشفکری نیست. من هم دیده‌ام و هم لذت برده‌ام، حالا هم که این تغییر را در این سینما می‌بینم بسیار خوشحالم.


پس از آن مقیمی از ارغوان اشتری و التفات شکری‌آذر دعوت کرد تا با صحبت‌های‌شان مراسم بزرگداشت را آغاز کنند.
ارغوان اشتری در شروع صحبتش گفت: باید تشکر  کنم از خانم مقیمی و آقای کیانی که به صورت ویژه روی سینمای هند کار می‌کنند. آن زمان که در دهه هفتاد  کار روی سینمای هند را آغاز کردم ، آقای شکری‌آذر از اساتید بودند و فیلم‌های هندی را می‌خریدند و فقط ما بودیم به علاوه آقای زیاری و عظیمی، بعدتر به مرور این‌قدر سینمای هند مورد هجمه قرار گرفت که حتی به ما می‌گفتند که شما مروج ابتذال هستید! در حالی که هند بسیار از نظر فرهنگی به ما نزدیک است. بسیار خوشحالم که  نسل تازه  مانند خانم مقیمی نگاهی جدی به این سینما دارد و موج نو را بررسی می‌کنند. این موج نو از «میلیونر زاغه‌نشین» آغاز شد (که البته متعلق به سینمای هند نبود اما بسیار بر آن اثر گذاشت) وهندی‌ها تلاش کردند در این سال‌ها نیز خودشان را به استانداردهای جهانی نزدیک‌ترکنند، گاهی در این راه با آثارشان موفق بودند و گاهی به موفقیت نرسیدند. خوشحالم که این گروه تمام تلاش‌شان به کار گرفته‌اند تا این سینما را معرفی کنند چرا که متاسفانه نگاهی بسیار منفی درباره سینمای هند وجود دارد و تبدیل به یک پز روشنفکری شده است امیدوارم این جلسات ادامه‌دار باشد.

شکری‌آذر نیز در ابتدای صحبتش گفت: من هم از برگزاری چنین جلساتی بسیار خوشحالم، این‌جا هستم تا درباره ستاره بی‌بدیل سینمای هند صحبت کنم که با خانواده‌اش دوستی دارم.
سری دوی بسیار زندگی عجیب و غریبی داشت از همان کودکی بازیگر می‌شود. هم زمان که به مدرسه می‌رود کلاس رقص هم می‌رود و رقص‌ها مختلفی را می‌آموزد. رقص شیوا که او انجام می‌دهد از سخت‌ترین رقص‌هاست که بعد از او تنها مدهوری دیکشیت و ویدیا بالان آن را بلد بودند.
او با تاکید بر تفاوت سینمای هند ادامه می‌دهد: سینمای هند از ابتدا بسیار متفاوت از همه جا بود برای مثال من سینمای ایران را دوست ندارم به قول آقای منوچهر آتشین سینمای ایران به کلی با اساطیر خود نسبتی ندارد اما در هند کاملا برعکس است. سینمای هند با اسطوره معنا می‌شود. حتی در همین فیلم که موج نو است و فاصله جدی با سینمای اصیل هند دارد باز هم این شمایل اساطیری را می‌بینیم، این‌که مادر برای دفاع از دخترش در حال انتقام است او را به مقام خدایی ارتقا می‌دهد و در واقع او الهه‌ایست که برای برقرار عدالت تیغ می‌کشد.
او با تاکید بر این‌که سری دوی شمایلی از یک الهه بود گفت: سری دوی از ابتدا نقش معشوقه کریشنا را بازی می‌کرد و واقعا شمایلی از یک الهه بود. زمانی که با میتون آشنا می‌شود چون دختری است که باورهای عمیق سنتی دارد و به همین دلیل حاضر نمی‌شود معشوقه او باشد بنابراین پنهانی با او ازدواج می‌کند اما میتون پس از به جیب زدن بسیاری از دارایی‌های سری دوی، او را رها می‌کند. پس از آن سری دوی سر فیلم «لحظه»(یاش چوپرا) با بانی کاپور که تهیه‌کننده آن است صمیمی‌تر می‌شود. زن کاپور مریض احوال است و از طرفی با هم‌دیگر مشکلات جدی دارند. این دو بهم نزدیک می‌شوند و پس از آن ازدواج می‌کند و بعد آن به نظر من دیگر نمی‌تواند بازی کند.

اشتری با اشاره زندگی غیر معمولی سری دوی گفت: سری دوی هرگز زندگی نرمالی نداشته او مثل آدم‌های عادی زندگی نکرده و هرگز بچگی را تجربه نکرده و به چیزهایی که در زندگی شخصی دوست داشت نرسیده است مثلا بسیار ناراحت بود که به خاطر شغلش نتوانسته تحصیلات عالیه کند. او که با انبوهی از حسرت‌ها مواجه است با ازدواج انگار طعم خوشبختی و آن زندگی و خانواده‌ای که از آن محروم بوده را به دست می‌آورد. چرا که او بیشتر از سمت خانواده‌اش مورد سوءاستفاده بود  درست است که پدرش وکیل بود اما عملا سری دوی نان‌آور خانواده بود. علاوه بر این‌که او شخصیتی نامطمئن داشت و به شدت با کمبود اعتماد به نفس مواجه بود. نقشی که در «صدمه» مقابل کمال حسن بازی می‌کند در واقع شخصیت واقعی خودش است. جملگی این موارد باعث می‌شود وقتی به آغوش گرم یک خانواده تازه می‌رسد خودش را کامل وقف آن کند و از سینما فاصله بگیرد اما وقتی باز می‌گردد به نظر من بسیار قدرتمند ظاهر می‌شود.
شکری آذر با تاکید بر گم شدن سری دوی پس از ازدواج گفت: بانی کاپور تعریف می‌کرد وقتی سری دوی باردار شد گفت دیگر بازی نمی‌کنم و وارد دنیای مد و فشن شد. وقتی او شروع می‌کند به جراحی‌های عجیب و غریب خودش را به کلی گم می‌کند.
مقیمی در ادامه صحبت‌های اشتری و شکری‌آذر اشاره کرد: سری دوی وارد زندگی عجیبی نیز شد. او عاشق مردی شد که با همسر بیمارش مشکل داشت و البته صاحب دو فرزند بود. با ورود سری دوی به آن زندگی عملا آرجون و آنوشالا کاپور فرزندان بانی کاپور از همسر اولش نه تنها مادر، بلکه پدرشان را نیز از دست دادند. طوری که وقتی سری دوی از دنیا رفت خیلی‌ها گمان می‌کردند که شاید آرجون کاپور و خواهرش در مراسم حاضر نشوند و حضورشان تیتر اخبار شد. با تمام این اتفاق‌ها آن شمایل الهه‌گونه به یک باره فرو ریخت و همین‌ها هم باعث تغییر مسیر شد.
شکری‌آذر با اشاره به عحیب بودن سری دوی، خاطره‌ای تعریف کرد: کلا آدم عجیبی بود، یکی از سرگرمی‌هایش این بود که آرشیوی فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری قدیمی‌اش را نگاه کند یک بار فیلمی دید و بانی کاپور می‌گفت به شدت تحت تاثیر شخصیت زن فیلم بود که مدهوبالا بازی‌اش می‌کرد. البته آن زمان همه تاثیر مدهوبالا بودند. آمد و گفت من می‌خوام دوباره این فیلم ساخته شود نزدیک به ۱۸ میلیون دلار خرج کرد تا آن فیلم را دوباره بسازد. این دو فیلم آخری که بازی کرد دیگر او نبود و هرکسی جز او می‌توانست بازی‌اش کند.
مقیمی با تاکید بر توانایی سری دوی گفت: اتفاقا این اوج توانایی او بود که وقتی پس از سال‌ها بازگشت، خودش را با این موج نویی که به راه افتاده تطبیق داد و توانست بازی خوبی ارائه کند.
شکری‌آذر نیز با اشاره به فرهنگ هندی گفت: به هر حال هرگز دیگر آن سری دوی قبل نشد. ببینید ما نمی‌توانیم مخاطب هندی و باورهایش را در نظر نگیریم، وقتی کسی در هند فیلمی می‌بیند آرزو دارد در زندگی بعدی‌اش همسر فلان هنرمند باشد برای همین وقتی زنی ازدواج می‌کرد دیگر هرگز جایگاه پیش از ازدواجش را نداشت، حداقل در گذشته این‌گونه بود.
در ادامه اشتری با اشاره به ستارگی سری دوی گفت: نکته‌ای که آقای شکری‌آذر درباره اسطوره‌سازی و شمایل الهه بودن سری دوی گفت من می‌خواهم از منظر صنعت سینما بگویم. او وقتی وارد سینمای هند شد که زنان نقش محوری و پررنگی نداشتند و قهرمانان مرد نقش اصلی و محوری بودند اما سری دوی توانست در بازه زمانی حضور آمیتاب باچان به عنوان یک ستاره مشهور تا حضور  شاهرخ خان کاری کند که زنان نقش محوری در صنعت سینمای هند پیدا کنند و واقعا جایگاه زن را در بالیوود تغییر داد.سال ۱۹۸۷ یک منتقد سینما درباره سری دوی گفت: اگر مینا کوماری ملکه تراژدی ازلی ابدی سینمای هند باشد و اگر آمیتاب باچان با شمایل مرد جوان خشمگین تبدیل به یک اَبَر ستاره شد، سری دوی کسی بود که از او می‌خواستند که مقابل خانواده یک فرشته باشد اما در خلوت یک معشوقه و دقیقا این تصویری است که او به نحو احسن توانست ارائه دهد.

او در پایان با اشاره به مرگ مشکوک این ستاره سینما گفت: از زمان مرلین مونرو تا کنون همیشه مرگ‌های ناگهانی و این‌چنینی شائبه برانگیز و محل حدس و گمان‌های بسیاری بوده است و باید پذیرفت که مرگ سری دوی هم یکی از این‌هاست. از حدس قتل تا خودکشی به دلیل افسردگی البته رام گوپال ورما در مورد افسردگی نوشته بود که او زن ناشادی است که شاید مردم فکر کنند مغرور است و برای این از دیگران فاصله می‌گیرد اما او دچار کمبود اعتماد به نفس بود و برای همین از مردم فاصله می‌گرفت و در واقع ورما معتقد بود که سری دوی با مرگش از این زندگی راحت شد، راحتی‌ای که قیمت ناراحتی همه دوستدارانش تمام شد.
مقیمی نیز با اشاره به این مرگ مشکوک گفت:  قصه مرگ او بسیار عجیب است. سکته قلبی بر اثر خوردن مشروبات الکی که همه می‌دانند اهلش نبود و بعد خفه شدن در وان کوچک حمام! آن هم در حالی همسرش در همان اتاق کنارش بود.
در پایان این نشست مقیمی و کیانی ضمن تشکر از حاضران در این نشست که بیش از چهار ساعت با شور و شوق همراه‌شان بودند و به این جلسه رونق بخشیدند تشکر کردند. همچنین در پایان اعلام شد که جلسه آتی این سلسله نشست‌ها در بهار ۹۸ برگزار خواهد شد. عکاس:آرش دارانی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *