یکه‎سوار

 

ترجمه:ارغوان اشتری

دنیای تصویرآنلاین-استیو مکوئین مسلما یکی از  نمادهای سینما و ستاره‌ایی است که دوره مشخصی از سینما با حضور او تعریف می‌شود. نام مکوئین همراه بزرگان  هالیوود در تاریخ حک شده است.

«بولیت» دومین فیلم پیتر ییتس در مقام فیلمساز و اولین فیلمی که در آمریکا ساخت، شالوده‌اش را وابسته به موقعیت مکوئین بنا نهاد.«بولیت» تریلری خیره‌کننده است که در تاریخ سینما نه تنها بخاطر پیرنگ جذابش  تحسین نمی‌شود بلکه بخاطر شیوه ساخت وسکانس ده دقیقه‌ایی مشهور تعقیب و گریز اتومبیل در خیابان‌های شهر سانفرانسیسکو شهرت دارد و ستایش شده است.

مکوئین شاید یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های خود را در «بولیت» ارائه می‌دهد، نقش افسر پلیسی بی اعتماد و کله شق به نام فرانک بولیت. مردی خونسرد، شیک پوش و منحصر بفرد که پشت ماشین موستانگش می‌نشیند و تبهکاران را تعقیب می‌کند. این کاراکتر تا حدودی برگرفته از تصویر و پرسونای «دیو توشی» یکی از کمیسران پلیس شهر سانفرانسیسکو است که روی پرونده قاتل زنجیره‌ایی زودیاک تحقیق می‌کرد.

++

مدتها قبل از نمایش افتتاحیه «بولیت» در سالن ریدیو سیتی شهر نیویورک در سال ۱۹۶۸، مدیران کمپانی برادران وارنر خود را متقاعد کرده بودند که «بولیت» فاجعه خواهد بود.  استیو مکوئین بازیگر نقش اصلی «بولیت» از موفقیت گسترده ایفای کاراکترهای ضد سیستم لذت می برد اما در این فیلم نقش یک پلیس کله شق شهر سانفرانسیسکو را بازی می کرد . فیلمنامه علی رغم بازنویسی های متعدد سرصحنه، جذابیت نداشت و بدتر از هر چیزی کارگردان فیلم پیتر ییتس تاکید داشت که سکانس تعقیب و گریز ماشین در پارکینگ استودیو فیلمبرداری نشود بلکه در لوکیشن فیلمبرداری شود.تصمیمی که چندین تصادف واقعی پیامدش بود، تصادف هایی که مکوئین خودش پشت فرمان بود. زمانی که ییتس تدوین نهایی را انجام و فیلم را به کمپانی تحویل داد،مدیران کمپانی چنان به «بولیت» بدبین بودند که حتی در نمایش افتتاحیه فیلم آفتابی نشدند.

زمان نمایش سکانس تعقیب گریز  و زمانی که دوربین ییتس بولیت را پشت فرمان موستانگش در حال تعقیب و گریز دنبال می کند،مکوئین صدای تماشاگران در سالن سینما  را ضبط کرد.تماشاگران با فریاد و جیغ  سکانس را دنبال می کردند.

تا دو سال بعد «بولیت» ۴۵ میلیون دلار فروخت و  موقعیت  مکوئین را به عنوان پادشاه بی چون و چرای کاراکترهای کله شق و سرسخت تثبیت کرد.

در حقیقت مکوئین نسبت به تولید کل پروژه تردید داشت. رمان «شاهد بی صدا» نوشته رابرت .فیش چهار بار تبدیل به فیلمنامه شده بود اما خط داستانی پیچیده رمان در تبدیل به فیلمنامه ناموفق بود. داستان درباره کمیسر پلیسی به نام فرانک بولیت است که مامور حفاظت از یک شاهد علیه مافیا می‌شود اما این شاهد غیبش می‌زند. به هر حال مکوئین هم می‌ترسید که شهرت خود به عنوان الگوی چند فرهنگی را با ایفای نقش مرد قانون خدشه دار کند.اما او بیشتر از یک بازیگر صرف به «بولیت» علاقمند بود. «بولیت» اولین فیلم کمپانی او «سولار» در مقام تهیه کننده است و اولین فیلمی است که طی قراردادی برای تولید شش فیلم با برادران وارنر تهیه شد. ولی به محض شروع فیلمبرداری اختلاف مکوئین با کنث هیمن مدیر جدید برادران وارنر آغاز شد. مکوئین حق نداشت موتورسیکلت های محبوب خود را  در دوران فیلمبرداری سوار شود. خیلی زود هزینه فیلم از بودجه ۵ میلیون دلار بالاتر رفت.

به هر حال موفقیت اقتصادی فیلم نه تنها اثباتی بر تصور غلط  مدیران کمپانی بود بلکه تصمیم مکوئین و ییتس برای فیلمبرداری سکانس تعقیب و گریز در خیابان های شهر سانفرانسیسکو یکی از زیباترین و بهترین سکانس های تعقیب و گریز با ماشین را در تاریخ سینما تا به امروز رقم زد.مکوئین یکبار اعتراف کرده بود:«به برادران وارنر گفتم اگر مجبورمان کنید تا این سکانس را  با دکور بسازیم خودمان فیلم را نابود می کنیم اما تصور نمی کردیم تا این حد اختلاف بالا بگیرد.»

++

استیو مکوئین: می‌خواستم فیلمی بسازم که ارزش دیدن داشته باشد. به «بولیت» خیلی اعتقاد داشتم و می‌دانستم چیزی که برادران وارنر می‌خواهند- فیلمبرداری در استودیو در لس انجلس- اصلا جواب نمی‌دهد. به هر حال کارمان به اختلاف کشید. می‌دانید کمپانی چه کرد؟ محل پارک ماشینم را در گوشه ایی از پارکینگ گذاشتند تا هیچ کسی رفت و آمد من را به کمپانی نبیند. و ورود شریکم رابرت رلیا به کمپانی ممنوع شد. نتیجه اش این که من «بولیت» را به روش خودم ساختم.  سکانس تعقیب و گریزی که پیتر ییتس در  «دزدی»(۱۹۶۷) ساخته بود،خیلی دوست داشتم. ما یک سکانس سخت تعقیب و گریز با ماشین را برای «بولیت» نوشتیم. و من فکر کردم پیتر ییتس کارگردانی است که از پس این سکانس بر می‌آید.

رابرت رلیا:  در سکانسی که در «دزدی» پیتر ییتس ساخته، ماشین ها با سرعت بالا در حال حرکت هستند و این سکانس کات می‌خورد به بچه هایی که دارند از خط عابر پیاده عبور می‌کنند. سکانس عصبی‌تان می‌کند و نمی‌توانید مستقیم تماشا کنید.

پیتر ییتس: وقتی برای «بولیت» استخدام شدم، فیلمنامه درباره پلیس شهر بوستن بود که زیاد بستنی می‌خورد و هرگز یک پرونده را حل نکرده بود. کتاب را برادران وارنر خریده بودند تا اسپنسر تریسی نقش اول را بازی کند. از فیلمنامه بدم آمد. و برادران وارنر هم شرط بسته بودند که فیلم فاجعه خواهد شد. پس ول مان کردند تا کار خودمان را انجام بدهیم. شما زمانی ‌می‌توانید فیلم خودتان را بسازید  که قدرت داشته باشید. مکوئین قدرت داشت. صنعت سینما از تمام لوکیشن های شهر لس انجلس استفاده کرده بود. اگر ما سکانس را کاملا با دکور می ساختیم. شبیه یک مجموعه تلویزیونی می‌شد. پس تصمیم گرفتیم در سانفرانسیسکو فیلمبرداری را انجام بدهیم. در آن دوران تنها فیلم هایی که در دکور استودیوها ساخته نمی‌شدند، فیلم‌های وسترن بودند.

مکوئین: من هرگز انتظار نداشتم نقش یک پلیس را بازی کنم. در دوران کودکی که در خیابان ها زیاد ول می گشتم، بارها توسط پلیس به من هشدار داده بودند. همیشه فکر می کردم پلیس ها آن سوی پرچین و من این سو هستم. اصلا خوشم نمی‌آمد دور وبرم پلیس باشد. اما در «فریسکو» وجه دیگری از تلاش  نیروی پلیس را دیدم  که چشمانم را به واقعیت باز کرد. پلیس‌هایی که با

آنها حشر و نشر داشتم، انسان‌های صادق و درستی بودند و مورد احترام من قرار گرفتند.

ییتس: پس از بازبینی طولانی فیلمنامه،  ما بازنویسی و بداهه سازی فراوانی انجام دادیم. تقریبا «بولیت» را فیلمی شانسی می‌دانستیم. تولید فوریه ۱۹۶۸ در شهر سانفرانسیسکو شروع شد. مکوئین روش خارق العاده ایی در برخورد با استودیو در قبال فیلم داشت. بعدها فهمیدم همیشه دوست دارد با سیستم بجنگد. او دیوانه وار از ما مقابل استودیو حمایت کرد. ابتدا مکوئین درمورد سکانس تعقیب و گریز ملاحظاتی داشت. می‌خواست تمرکز فیلم روی شخصیت او باشد اما باهم صحبت کردیم،بحث کردیم،متقاعدش کردیم و در نهایت پذیرفت. سال‌های سال سکانس‌های تعقیب و گریز را واحد دوم کارگردانی می‌ساختند و معمولا بدلکاران کار خودشان را انجام می‌دادند و نماهای اکشن فیلمبرداری می‌شد و بعد ستاره فیلم پشت فرمان می نشست ودر تدوین این سکانس ها را جفت و جور می‌کردند. چون «بولیت» در لوکیشن فیلمبرداری شد و مکوئین راننده زبردستی بود،تصمیم گرفتیم که از هیچ حقه ای فیلمبرداری استفاده نکنیم.

مکوئین: ما سکانس پرهیجان می‌خواستیم.چیزی که فریاد تماشاگر را در آورد. پس باید در شهر فیلمبرداری انجام می‌دادیم. شما نمی‌توانید تپه‌های شهرسانفرانسیسکو را با دکور بسازید. اولین بار شهردار با فیلمبرداری در خیابان‌ها موافقت نکرد چون فکر می‌کرد می‌خواهیم پلیس ها را بد به تصویر درآوریم. کم کم پذیرفت و خیابانها را بستند تا فیلمبرداری کنیم. من با طراح شاسی ماشین، مکس بالچوسکای صحبت کردم واو روی دو ماشینی که در این سکانس می‌راندیم کار کرد: یک موستانگ ۳۹۰ جی تی که پلیسی مانند بولیت می‌توانست داشته باشد و یک دوج مگنوم ۴۴۰ که تبهکاران سوار بودند…ما فیلمنامه مزخرفی را گرفتیم و فیلمی غیراستاندارد(در قیاس با آثار رایج هالیوود) ساختیم. خون‌های زیادی برای «بولیت» ریخته شد. اگر فیلم نمی‌فروخت الان از نوک انگشتان پا در دروازه های کمپانی برادران وارنرآویزان بودیم. سخت‌ترین بخش کار،پذیرش دو مسوولیت برای اولین بار بود:تهیه کنندگی و کنترل مسائل  خلاقیت در پروژه. اما من از شکست نترسیدم. انجام کارهای بی خطر هیچ وقت مورد علاقه من نبوده. به من گفتند دیوانه ام که نقش پلیس را بازی می‌کنم، گفتند جوانانی که من را در فیلم‌ها دیده‌اند، به عنوان پلیس دوستم نخواهند داشت  و از اینکه نقش یک پلیس را بازی می‌کنم، نمی پسندند.

رابرت رلیا: اگر فیلم نمی‌فروخت ، استیو باید بخش اعظمی از دستمزدش را نمی‌گرفت  و من هم باید دنبال پروژه دیگری برای جبران خسارت می رفتم.

ییتس: مردم درباره «بولیت» بیشتر از دیگر فیلم‌های من حرف می‌زنند. دو فیلم دیگر هم ساخته ام که نامزد اسکار شدند(متصدی لباس وگسستن). اما مردم دلشان می‌خواهد درباره آن سکانس تعقیب و گریز در «بولیت» حرف بزنند.

پ.ن:سال ۲۰۱۸ «بولیت» پنجاه ساله شد و به همین خاطر دو روز در سالن‌های سینما به نمایش درآمد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *