از شیرین یزدان بخش تا باران کوثری/نگاهی به نقش آفرینی چند تن از نامزدهای زن بازیگر در جشن حافظ

نزهت بادی

 

دنیای تصویرآنلاین-در این یادداشت به نقش‌آفرینی چهار بازیگر از نسل‌های گوناگون که نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن از دوره نوزدهم جشن حافظ است، پرداخته‌ایم.

 

شیرین یزدانبخش با آن جثه کوچک و صورت ریز که به او نوعی چابکی و زرنگی و تیزی در پیری می بخشد و لحن و بیان اصیل و روشنفکرانه اش که سواد و دانش او را نشان می دهد و شخصیت فهمیده و پذیرنده اش که گویی همه را درک می کند، از این امکان ویژه برخوردار می شود که در نقش یک مادر آگاه امروزی جا بیفتد و هرچند تمام ویژگی های آشنای مادران سنتی مثل مهربانی و فداکاری و صبوری را در خود دارد اما به دلیل تطبیق دادن خود با زمانه جدید و درک و تحلیل درست از نیازها و خواسته های نسل جوان، تازگی و طراوتی را به نقش مادر می بخشد که آن را از کلیشه ثتبیت شده اش خارج می سازد. از این رو شاهد رابطه پویا و سرزنده و پرانرژی میان او و جوان ترها در فیلم هایش هستیم که می تواند دل نگرانی ها و فکر و خیال های مادرانه اش را پشت شیرینی و صمیمیت و شیطنت و بذله گویی اش پنهان کند و به مأمن قابل اعتمادی برای بچه های امروزی بدل شود و به همین دلیل انتخاب او برای نقش منیره خانم در فیلم «آشغال های دوست داشتنی» بهترین گزینه به حساب می آید که می کوشد همه اعضای پراکنده خانواده اش را که با هم اختلاف نظر دارند، در خانه اش کنار هم نگه دارد و برای همه آن ها مادری کند و به شمایلی برای مام وطن بدل شود.

***

در شخصیت باران کوثری نوعی تخاصم و سازش ناپذیری و عصیانگری وجود دارد که به خوبی می تواند نماینده نسل جوان ناراضی و معترضی باشد که به خاطر سرخوردگی هایش خیلی زود از کوره درمی رود و با همه سر دعوا دارد و حقش را به زور می خواهد بگیرد و وقتی جلویش را می گیرند، به خودزنی روی می آورد. شرایطی که افروز در «عرق سرد» دارد، برآیندی از وضعیت دردناک و عذاب آور دختران حوانی امروزی در جامعه است که با پشت سر گذاشتن هر مانع سختی، با محدودیت تازه تری مواجه می شوند و باران کوثری به درستی این روحیه جنگندگی و ستیزه جویی برای رسیدن به حق خود را القا می کند و در دل فریادها و عصبیت ها و پرخاش ها و دعواهایش که همدلی مخاطب را خدشه دار می کند، حسی از هراس و اضطراب و ناامیدی و استیصالش را ارائه می دهد و رنج و دردی جانکاه از نادیده گرفته شدن را به نمایش می گذارد.

***

سحر دولتشاهی در فیلم عرق سرد نقش زنی را بازی می کند که هرچند با ظاهر سنتی اش، خود را به روز کرده است و در زمینه ورزش دختران فعالیت می کند اما همچنان درگیر همان ذهنیت بسته و واپس گرایی است که مدام بر ممنوعیت و محدودیت دختران حکم می راند و دولتشاهی به خوبی از پس نمایش چنین دوگانگی و تناقضی برمی آید و مجموعه رفتارها و واکنش هایش را در مرز میان دلسوزی و قربان صدقه رفتن و بدجنسی و نیش و کنایه زدن نگه می دارد و در حالی که با مهربانی لبخند می زند و به نرمی و ملاطفت سخن می گوید اما در واقع می توان تفکر ارتجاعی بزک شده را در شمایل او ببینیم که به عنوان همدستی خطرناک برای جامعه مردسالار و زن ستیز به شکل زیبا و فریبنده ای درآمده است.

***

حس بداهه و خودانگیخته و بازی ملموس و باورپذیر زهرا داوودنژاد در فیلم «سهیلا شماره ۱۷»  که با جزئیاتی دقیق و عمیق کلنجار شخصی خود با بدن چاق و بالا رفتن سن و پیدا شدن چین و چروک ها و موی سپید را القا می کند، منجر به نمایش واقع بینانه و محترمانه ای از وضعیت یک دختر مجرد در آستانه چهل سالگی می شود و به خوبی مخاطب را در جریان درک جنبه های مختلفی از احساسات پنهان و تابحال طرح نشده همچون ترس از نزدیک شدن به پیری، افسردگی ناشی از تنهایی، نیاز به وضعیت ثابت و پایدار عاطفی و جنسی و آرزوی برخورداری از خانواده می گذارد و در بازسازی شخصیت یک دختر مجرد به همان کلیشه های رایج برآمده از خاستگاه های سنتی و قدیمی تن نمی دهد و به ورطه ابتذال و لودگی نمی افتد و تصویر تازه و نادیده ای از او در یک فضای مدرن و امروزی را به نمایش می گذارد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *