فیلمساز مولف…

محمد جلیلوند

دنیای تصویرآنلاین-سینمای امروزی ایران که همواره پای ثابت بهترین و مهمترین جشنواره های سینمایی دنیا در سه دهه گذشته بوده، بسیار مدیون موج نوی سینمای ایران است که از نیمه دوم دهه چهل به راه افتاد.موجی که داریوش مهرجویی،ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی نقش اول های آن بوده و تاثیر عمیقی روی سلیقه مخاطبان آن سال های سینمای ایران گذاشت.از میان آنها،مسعود کیمیایی با سینمای مختص به خود،در حافظه میلیون ها نفر از علاقمندان سینما نقش بسته و به یک فیلمساز مولف تبدیل شده است.حال به بهانه تولد هفتاد و هشت سالگی اش نگاهی به تعدادی از فیلم های شاخص کارنامه سینمایی پنجاه ساله اش می اندازیم.

«قیصر»

کیمیایی با استفاده از یکی از پرونده های بایگانی شده اداره آگاهی و با کمک و مساعدت تهیه کننده ای به نام عباس شباویز،فیلمی را ساخت که قهرمانش هیچ شباهتی به قهرمان های فیلمفارسی ها نداشت.مرد جوانی که پس از کشته شدن برادرش به جای آن که به قانون متوسل شود،خود دست به کار شده و انتقام خون ریخته شده را می‌گیرد.کیمیایی از تم انتقام به بهترین شکل در این فیلم سود جسته و از آن به عنوان موتور حرکت قصه بهره گرفته است. از نکات جالب فیلم،حضور عباس کیارستمی در آن به عنوان سازنده تیتراژ است که با دیدن آن می توان به هوش و خلاقیت وی پی برد.

«رضا موتوری»

این فیلمساز در دومین تجربه سینمایی اش رضا موتوری را براساس نوشته خودش ساخت و خلق قهرمان های تنهایی که میان دوستانشان هم غریبه اند را تداوم بخشید که این رویه در آثارش تا به امروز هم ادامه داشته است.رضا موتوری البته به اندازه قیصر قدر ندید اما کیمیایی برای آثارش،هواداران پرو پا قرصی پیدا کرد که با پیروی غریزی از تئوری فیلمساز مولف،با ساخته های وی روبرو شده و به ستایش آن می پرداختند که در میانشان نام برخی از منتقدان مشهور سینمایی نیز دیده می شود.

«داش آکل»

اقتباس ادبی،امر متداولی در سینمای جهان به حساب می آید که البته نمونه هایی اندک در سینمای ایران دارد.داش آکل یکی از شاخص ترین آنها است که در آن کیمیایی به خوبی به روح اثر صادق هدایت نزدیک شده و تقابل خیر و شر داستان را به بهترین شکل به تصویر کشیده است.البته در این بین نباید از هنر بازی گرفتن کیمیایی هم به سادگی گذشت که بازی های درخشانی از دو بازیگر نقش های مثبت و منفی فیلم گرفته است.موضوعی که در سال های بعد به یکی از وجوه شاخص آثار این فیلمساز تبدیل شده و می توان جمعی از بهترین بازی های بازیگران سینمای ایران را در آثارش مشاهده کرد.

«خط قرمز»

خط قرمز داستان ماموری امنیتی است که بر حسب اتفاق درگیر پرونده برادر همسرش شده و مابین عشق و وظیفه کاری مجبور به انتخاب می شود.بازی عالی سعید راد از نقاط قوت فیلمی است که فیلمنامه اش براساس شب سمور اثر بهرام بیضایی نوشته شده و نخستین حضور سینمایی زنده یاد خسرو شکیبایی را رقم زده است.با این حال،فیلم به واسطه مشخص نبودن بسیاری از ضوابط از جمله رعایت حجاب بازیگران زن،دچار دردسر شده و پس از نمایش در نخستین دوره جشنواره فیلم فجر برای همیشه توقیف شد.

«سرب»

کیمیایی پس از خرید امتیاز فیلمنامه هاگانا نوشته تیرداد سخایی،آن را به سلیقه خود بازنویسی کرده و داستان جنایت های  گروه صهیونیستی هاگانا در ایران را که کمر به قتل یهودیان مخالف با مهاجرت به فلسطین بسته بودند را روایت کرد.وی در این راه برای جذاب تر شدن داستان،زوج یهود را با قهرمان روزنامه نگارش (نوری)با نقش آفرینی به یاد ماندنی  هادی اسلامی همراه و تماشاگرانش را روی صندلی میخکوب کرد.کیمیایی با سرب که لحظات درخشان فراوان دارد،توانست بار دیگر به دنیای خاص خود بازگشته و طرفدارانش را به تحسین وادارد.

«دندان مار»

«دندان مار» از جمله فیلم هایی است که فضای پس از جنگ را به خوبی به تصویر کشیده و تنهایی آدم هایش(به ویژه دختر جنگ زده)به شکل غریبی باور کردنی است.قصه غریبانه چاپچی پا به سن گذاشته ای که تنها پناه دختری جنگ زده شده،در کنار قهرمان جدید کیمیایی با بازی احمد نجفی،فیلمی جذاب و محکم را خلق کرد که لحظات به یادماندنی زیادی دارد که از جمله آنها می توان به فصل گفت وگوی شبانه جلال مقدم با فرامرز صدیقی و گریه مظلومانه او در آمبولانس بهشت زهرا بالای سر جنازه دوست قدیمی اش اشاره کرد.

«ردپای گرگ»

عینیت بخشیدن به دنیای ذهنی،سخت ترین کار یک فیلمساز به حساب می آید که گاه به نتایج درخشان و گاه به نتایجی کاملا ناامیدکننده ختم می شود.کیمیایی در ردپای گرگ به سراغ یک چنین فضایی رفته و در فضاسازی و تصویر کردن فیلمنامه ای که بر مبنای قهرمان تنهای دیگری بنا شده،نسبتا موفق نشان داده است.رضای ردپای گرگ را می توان کامل ترین قهرمان آشنای سینمای مسعود کیمیایی قلمداد کرد که به میانسالی رسیده و همچنان چاقوی خود را برای گرفتن انتقام سال های عمر تباه شده اش از جیب بیرون می کشد.ردپای گرگ به مانند برخی دیگر از فیلم های این فیلمساز همچون:تیغ و ابریشم،گرفتار تیغ سانسور شده و در اکران عمومی هم آنچنان که باید دیده نشد.

«ضیافت»

داستان چند دوست دبیرستانی که قراری برای هفت سال بعد در همان مکان می گذارند.فیلم تا نیمه اش گرم و دوست داشتنی از کار در آمده و جمع رفقای قدیمی با گفت وگوهای ناب کیمیایی ترکیب دلنشینی را به وجود آورده است.اما با ورود باند مهیاران،به یکباره رشته کار از دست وی خارج شد و مخاطب را با فیلمی شتابزده که با بی حوصلگی نیز ساخته شده،روبرو کرد.با این حال حضور درخشان فریبرز عرب نیا در نقش علی یزدانی،طرفداران فیلم های کیمیایی را به حضور یک قهرمان تازه در آثار این فیلمساز امیدوار کرد.هر چند که این همکاری تنها به فیلم بعدی کیمیایی(سلطان)ختم شد.

«اعتراض»

یکی از مهمترین ساخته های پس از انقلاب کیمیایی که فصل درخشان افتتاحیه اش در ذهن علاقمندان سینمای ایران حک شده است.فصلی که مهدی فتحی ستاره آن بوده و جزء جزء عناصر آن از موسیقی تا تدوین در بهترین شکل ممکن قرار دارند.داریوش ارجمند بدون شک ستاره فیلم است که قالب قهرمان تنهای آثار کیمیایی را عمیقا درک کرده و شخصیت امیرعلی را باورپذیر کرده است.هر چند که فیلم در نیمه میانی اش افت کرده و کیفیت یک سوم ابتدایی را ندارد اما به خوبی تماشاگر را با خود همراه می کند.به همین خاطر هم اعتراض یکی از پرفروش ترین فیلم های کارنامه نیم قرنی مسعود کیمیایی به حساب می آید.

«حکم»

«حکم» برای کیمیایی،حکم تولدی دوباره را داشت و لحظات خوبی را برای سینمادوستان رقم زد.آدمکشی حرفه ای با بازی خوب پولاد کیمیایی همراه با دوستانش محور داستانی هستند که همچنان از عدم انسجام رنج برده و در بسیاری نقاط لنگ می زند.اما کیمیایی این ضعف ها را با ساختاری منسجم و جذاب تلفیق کرده و بسیاری از ضعف ها را پوشانده است.مهمترین دستاورد حکم برای سینمای ایران، معرفی بازیگری با استعداد به نام پولاد کیمیایی و شکستن کلیشه سینمایی لیلا حاتمی به عنوان دختر مثبت و مظلوم است.همچنین ترانه پایانی حکم با نام لاله زار با صدای رضا یزدانی نیز بسیار خوب و شنیدنی از کار درآمده است.

«محاکمه در خیابان»

کیمیایی در محاکمه در خیابان تصویری کدر و خاکستری از تهران امروز ارائه کرد که برخی آدم هایش به دروغ و خیانت متوسل شده و در سوی دیگر شخصیت های پاک تر و سالم تری مانند امیر و نکویی قرار دارند که برای رسیدن به دنیایی آرام تر و سالم تر تلاش می کنند.فیلمبرداری سیاه و سفید تورج منصوری با ته مایه قهوه ای که به مدد دوربین های مدرن دیجیتال حاصل شده،تصویر هولناکی را از دنیای امروز پیش چشم تماشاگرانش قرار داده و تا مدتی ذهن آنها را درگیر خود می سازد.از نکات جالب فیلم،قرار گرفتن نام اصغر فرهادی به عنوان نویسنده فیلمنامه در پیشانی فیلم در کنار کیمیایی است که بخشی از حال و هوای فیلم نیز به قلم فرهادی و نوع نگرش او به جهان بازمی گردد.

«جرم»

جرم،بازگشت دوباره او به فضای آشنای سینمایش با همه ضعف ها و قوت ها است که بسیاری از آشفتگی های فیلم های یاد شده را در خود دارد.در واقع جرم سرهم بندی از فیلم های قدیمی اوست که برخی آنها از جمله سکانس های مربوط به رفعت به عنوان بزرگ زندان بازسازی ضعیف سکانس درخشان افتتاحیه فیلم اعتراض با بازی فوق العاده زنده یاد مهدی فتحی است و بعضی سکانس های دیگر از جمله رویارویی دو دوست قدیمی در حیاط زندان عالی از کار درآمد و کیمیایی در این سکانس به سینمای وسترن ادای دین جانانه ای کرده است.

یک نظر

  1. با سلام مسعود خان کیمیایی تولدت مبارک.آقای کیمیایی بی تردید یکی از شمایلهای تکرار نشدنی سینمای ایران فارغ از کارنامه پرفراز ونشیبش همیشه با فیلمهاش توجه جلب میکنه حتی اگر فیلم بدی ساخته باشه ولی خوشبختانه تعداد فیلمهای خوبش به بدش میچربه انشالله عمرش با عزت باشه وبازم فیلم بسازه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *