لیلا حاتمی:فرزند خلف سینمای ایران

 

محمد جلیلوند

دنیای تصویرآنلاین-تعداد زیادی از سینماگران جهان در خانواده هایی رشد کرده اند که پدر یا مادر و یا هردو در این صنعت فعال هستند.پرورش یافتن فرزندان در محیط هایی اینچنینی خواه ناخواه آنها را به سمت فعالیت در سینما سوق می دهد.برای نمونه می توان به جین فاندا دختر هنری فاندا بازیگر بزرگ سینمای آمریکا اشاره کرد.در سینمای ایران نیز به نمونه های بسیار در این زمینه برمی خوریم که اغلب هم جذب بازیگری شده اند.از جمله مهمترین آنها می توان لیلا حاتمی(فرزند علی حاتمی و زهرا خوشکام)اشاره کرد که این آخری بیش از بقیه درخشیده و توانسته از زیر سایه سنگین پدر هنرمند و خوش ذوق خود بیرون بیاید.

او نهم مهرماه ۱۳۵۱ از پدری کارگردان و مادری بازیگر در تهران متولد شده و با فیلم «کمال الملک» به کارگردانی پدرش نخستین نقش سینمایی‌اش را ایفا کرد.وی در نقش کودکی کمال الملک نقاش ظاهر شده است.اما پس از این فیلم او تا سال ها بعد جلوی دوربین نرفته تا اینکه در نقش شاهزاده ای جوان در «دلشدگان» ایفای نقش کرده و مورد تحسین سینما دوستان قرار گرفت.جالب اینکه حاتمی در برابر پارتنرش(امین تارخ)که سوپر استار دوره خود بود،به اصطلاح کم نیاورده و بازی روانی را ارائه کرده است.اما این نقش آفرینی هم نتوانست لیلای ۱۸ ساله را پایبند سینما کرده و به بازیگری حرفه ای و تمام وقت تبدیل کند.وی پس از نمایش موفق «دلشدگان»،عازم لوزان سوییس شده و در رشته برق به تحصیل پرداخت.با شدت گرفتن بیماری سرطان علی حاتمی،وی تحصیل را نیمه کاره رها کرده و به ایران آمد.در این حین بازی در یکی از نقش های اصلی فیلم ناتمام «جهان پهلوان تختی» را برعهده گرفت که با مرگ پدر به اجرا جلوی دوربین ۳۵ میلیمتری نرسید.

در همین ایام داریوش مهرجویی که از هم دوره های سینمایی حاتمی به حساب می آمد،نقش لیلا را در فیلمی به همین نام به او پیشنهاد کرد که مورد پذیرش او قرار گرفت.  «لیلا» به عنوان یکی از بهترین ملودرام های سینمای ایران،فیلمی یگانه در کارنامه بازیگری حاتمی است که شهرت فراوانی را برایش به ارمغان آورد.چهره معصومانه وی کاملا با این نقش جفت شده و حس همذات پنداری تماشاگران را بر می انگیخت. «لیلا» به دلیل این حضور درخشان و نیز کارگردانی استادانه مهرجویی توانست نظر عام و خاص را به خود جلب کرده و نامی ماندگار در تاریخ سینمای ایران شود.حاتمی با این فیلم نخستین جایزه سینمایی اش را که دیپلم افتخار از جشنواره فیلم فجر بود را دریافت کرد که به سیمرغی ارزشمند در سال های بعد تبدیل شد.

حاتمی جوان در همین دوران با همبازی اش در این فیلم(علی مصفا)ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند دختر و پسر است.کمال تبریزی که با «لیلی با من» است از برخی خطوط قرمز سینمای دفاع مقدس گذر کرده بود،برای روایت داستان عاشقانه اش که در بستر جنگ اتفاق می افتاد،لیلا حاتمی را برگزید و زوج سینمایی مناسبی را برای پارسا پیروز فر تدارک دید.«شیدا» فیلمی است کاملا متکی بر بازیگر که درام را پیش برده و در نهایت به تماشاگر شوک شدیدی را وارد می آورد.اینجاست که متوجه ارزش حیاتی بازیگر در ملودرام عاشقانه شیدا شده و انتخاب های تبریزی را تحسین می کنیم.

«آب و آتش» ساخته فریدون جیرانی نخستین فیلم پس از انقلاب است که نقش محوری اش را زنی بدکاره برعهده داشته و به همین خاطر نیز واکنش های بسیاری را برانگیخت.حضور لیلا حاتمی در این نقش،یک ساختارشکنی کامل بوده که بسیار ضروری به نظر می رسید.ایفای نقش دخترهای معصوم به مرور حاتمی را در این گونه نقش ها کلیشه کرده بود که نقش فوق این حسن را داشت که تصویر جدید و متفاوتی را از این بازیگر توانا ارائه می داد.سال ۱۳۸۰ سال مهمی در دوران حرفه ای او بوده و نقش هایی متفاوت را به کارنامه اش اضافه کرد.نقش مادری جوان در «مربای شیرین» ساخته مرضیه برومند،زن جنوبی حامله در «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و نقشی کم دیالوگ و خاص در «ایستگاه متروک» اثر علیرضا رئیسیان.نقش درخشانش در «ارتفاع پست» بیش از دیگر نقش ها مورد توجه قرار گرفته و نامزدی سیمرغ بلورین بهترین نقش اول زن را برایش به ارمغان آورد.اوج بازی وی را در پلان های دونفره اش با حمید فرخ نژاد می توان مشاهده کرد و از ظرافت های موجود در آن لذت برد.

همکاری مجدد وی با فریدون جیرانی در فیلم «سالاد فصل» به نتیجه درخشانی منجر شده و نقشی با طراوت و تازه را به کارنامه اش افزود.وی در نقش دزدی خرده پا که درگیر ماجرای پیچیده ای می شود،حضوری متقاعدکننده داشته و پارتنر فوق العاده ای هم برای زنده یاد خسروی شکیبایی بوده است. مسعود کیمیایی که اغلب اوقات بازی های درخشانی را از بازیگرانش گرفته،در آغاز دوره جدید فیلمسازی خود،برای نقش اول زن فیلمش(حکم)به سراغ حاتمی آمده و این شخصیت چند وجهی را به وی واگذار کرد.دختر معصومی که بر اثر بلاهایی که بر سرش آمده به فردی پرخاشگر و خشن تبدیل شده و از کشتن آدم ها ابایی ندارد.نقش تا حدودی به زنان اغواگر سینمای آمریکا نزدیک بوده اما کامل نیست و خلاهای فراوانی در آن به چشم می خورد.

به موازات فیلم هایی از جنس حکم که گیشه نسبتا خوبی داشته اند،او به بازی در فیلم های خاص و کم مخاطب همچون: «شاعر زباله ها» و «سیمای زنی در دوردست» نخستین ساخته سینمایی علی مصفا همچنان ادامه داده و خود را به فیلم های تجاری تر محدود نکرد.حاتمی با «هرشب تنهایی» ساخته رسول صدرعاملی،بار دیگر به ژانر ملودرام روی آورده و حضوری تاثیرگذار در نقش زنی مبتلا به سرطان دارد. «بی پولی» ساخته حمید نعمت الله نخستین تجربه حاتمی در ژانر کمدیست که برایش خوش یمن بوده و نخستین سیمرغ جشنواره فجر را برایش به ارمغان آورد.وی در نقش زنی عامی که نداری و بیکاری شوهرش را درک نمی کند،حضوری درخشان داشته و لحظات شیرینی را رقم زده است.

«چهل سالگی» و «پرسه در مه» ساخته بهرام توکلی از فیلم هایی هستند که به سینمای نخبه گرا تعلق داشته و حاتمی نیز به همین دلیل ایفای نقش در آنها را پذیرفته است.بازی او در «چهل سالگی» کاملا با ریتم کند و درونی فیلم هماهنگ بوده و جلوه خاصی بدان بخشیده است.اما «پرسه در مه» با آن داستان عجیب و پیچیده اش،حاتمی را به چالشی جدی فراخوانده و توانایی های وی در بازیگری را به آزمون می گذارد.با این حال حاتمی از این امتحان سربلند بیرون آمده و نقشی ماندگار را به کارنامه سینمایی پربارش افزوده است.وی که یک بار پیشنهاد فرهادی را برای بازی در «درباره الی» رد کرده بود،این بار نقش سیمین را پذیرفته و بازی کاملا واقعگرایی را در این نقش ارائه کرده است.وی با حذف زوائد و حاشیه ها،نقش خود را به واقعیت نزدیک کرده و آن را به باور تماشاگران نشانده است.شخصیت او در« سعادت آباد» نیز شباهت های بسیار کم رنگی به سیمین داشته با این تفاوت که نگاه معصومانه حاتمی در اینجا بسیار به کارش آمده و شوک پایانی فیلم را عمیق تر کرده است.

او دهه نود را با فیلم «نارنجی پوش» ساخته داریوش مهرجویی آغاز کرد:فیلمی کاملا معمولی که نقشی با فراز و فرودی اندک را برای او به همراه داشت که چندان هم مورد توجه قرار نگرفت. «در دنیای تو ساعت چند است» به کارگردانی صفی یزدانیان با وجود آن که فیلم مخاطب عام به حساب نمی آمد اما به خوبی دیده شد که بخش مهمی از آن به قصه عاشقانه گرم و درگیرکننده اش بازمی گشت.عاشقانه ای با حال و هوای فیلم های فرانسوی که در گیلان می گذشت و لیلا حاتمی به خوبی در قواره شخصیت اصلی آن(گیله گل)نشسته است.آذر میرزایی فیلم «من» زن اغواگری به حساب می آید که قصه حول محور او چرخیده و داستان را پیش می برد.بازی سرد و کنترل شده حاتمی به خوبی با لایه های درونی این شخصیت جفت و جور شده و من را به یکی از بهترین نقش آفرینی های وی در دهه نود تبدیل کرده است.او در همین سال در فیلم « رگ خواب» به کارگردانی حمید نعمت الله هم ایفای نقش کرده و بار دیگر برنده سیمرغ بلورین نقش اول زن شد.مینا دختر تنها و بی پناهی که در کلانشهری همچون تهران دل به مردی جوان بسته اما با جفای او دچار بهم ریختگی شدید روحی و روانی می شود.

«بمب:یک عاشقانه» به کارگردانی پیمان معادی آخرین فیلم مهم و تماشایی لیلا حاتمی در دو سه سال اخیر است که این روزها در حال ایفای نقش در تازه ترین ساخته حمید نعمت الله به نام «قاتل و وحشی» است.میترا زنی جوان در روزهای موشکباران تهران است که رابطه سرد و یخ زده ای با همسر معلم خود داشته و سرانجام در شبی تلخ و خونین به یک آشتی بزرگ با همسرش می رسد. «ما همه با هم هستیم» ساخته کمال تبریزی و «مردی بدون سایه» به کارگردانی علیرضا رئیسیان آخرین فیلم های اکران شده حاتمی به حساب می آیند:اولی یک کمدی شلوغ و پربازیگر است که برخلاف بسیاری از پیش بینی ها گیشه چندان موفقی نداشته و فیلمی ضعیف در کارنامه کاری حاتمی به حساب می آید.دومی هم ملودرام متوسط الحالی است که نقش اصلی آن را حاتمی به عهده داشته و باید دید که تا چه اندازه می تواند روی گیشه این فیلم که در آخرین روزهای تابستان روی اکران رفته،تاثیر بگذارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *