نظرکوتاه منتقدان از فیلم‌های روز اول جشنواره/از پیشنهادی نو به سینمای اجتماعی تا زنان میانسال

دنیای تصویرآنلاین-سه فیلم بلندی که روز نخست جشنواره(دوازدهم بهمن) در پردیس ملت به نمایش درآمدند، به ترتیب «سه کام حبس» ساخته سامان سالور، «قصیده گاو سفید»(بهتاش صناعی ها) و «عامه پسند» ساخته سهیل بیرقی بودند.
در ادامه برآورد نظر منتقدان را نسبت به این سه فیلم می‌خوانید:

قصیده گاو سفید( بهتاش صناعی‌ها)

امتیاز: ***

امیررضا تجویدی:پیشنهادی نو به سینمای اجتماعی-انتقادی ایران تا به جای غر زدن و توصیف بی ظرافت واقعیت پیرامونی، رویکردی دراماتیک در بازنمایی پرسش‌های به حق اجتماعی شهروندان ایرانی در سینما اتخاذ شود. فیلم با انتخابی هوشمندانه، آغاز بزنگاه‌های دراماتیکش را بعد از بحران مرکزی خیل عظیمی از آثار اجتماعی ایران رقم می‌زند و موقعیت اولیه تعلیق‌زایی را خلق می‌کند که فرد را در برابر سیستم قرار می‌دهد و با خلق این موقعیت، ادای دینی مهم به شرایط اجتماعی پیرامونی می‌کند. ناکارآمدی سیستم این چنین کارکرد دراماتیک پیدا می‌کند و به مهم‌ترین آنتاگونیست درام تبدیل می‌شود که چالش اخلاقی بسیار مهمی را برای قهرمان رقم می‌زند: شورش علیه بی عدالتی سیستماتیک و تلاش برای احقاق حق یا دریافت حق‌السکوت و عادت کردن به نظم جدید و وسوسه‌برانگیز زندگی پس از فاجعه. قهرمان داستان رویکرد دومی را بر می‌گزیند و سیر تحول شخصیت، از خلال میزانسن و مکث بر روی موقعیت‌ها رقم می‌خورد، غافل از این که در این دنیای بی رحم، همه چیز اگرچه می‌تواند در ازای ختم شدن به تراژدی، با درک متقابلی از چرایی و چیستی بحران خاتمه یابد، اما در نهایت تنها فاجعه است که از پس فاجعه به ظاهر به اتمام رسیده قبلی سر بر می‌آورد.

سید آریا قریشی :
نکته قابل تحسین در مورد صناعی‌ها این است که می‌داند از فیلم‌هایش چه می‌خواهد. کنترل‌شدگی، ویژگی بارز «قصیده گاو سفید» است. این کنترل‌شدگی را هم در ریتم تعمداً آرام فیلم مشاهده می‌کنیم و هم در دوری از نمایش بی‌واسطه احساسات شخصیت‌های اصلی. تحول تدریجی آدم‌ها از طریق کدگذاری‌هایی عمدتاً هوشمندانه (از رفتار شخصیت مرد با سگ گرفته تا شکل آرایش بازیگر زن در طول فیلم) نمایش داده می‌شود. هر چند این کنترل‌شدگی و کم‌گویی در مواردی هم به ضرر فیلم تمام می‌شود (اعتماد زن به مرد خیلی سریع اتفاق می‌افتد و چندان باورپذیر نیست). نکته مثبت دیگر، متمرکز ماندن روی یک محور اصلی است. صناعی‌ها یک بحث مهم اجتماعی را پیش می‌کشد و به‌جای این که فیلم‌اش را با انواع و اقسام بحران‌ها و نمایش طیف وسیعی از معضلات اجتماعی به شکلی سطحی پر کند، روی همان یک بحث مانور داده و ماجرا را به عمق و درونیات شخصیت‌ها گسترش می‌دهد و همین باعث می‌شود «قصیده گاو سفید» از یک فیلم صرفاً ژورنالیستی در مورد یک بحث مهم فاصله گرفته و به اثری در مورد تبعات اخلاقی قضاوت تبدیل شود. با این وجود فیلم از پایان‌بندی نامناسبش ضربه می‌خورد. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، یک پایان کوبنده و تأثیرگذار وجود دارد که فیلم چند دقیقه پس از آن ادامه پیدا می‌کند تا بر شرایط روحی یکی از دو شخصیت اصلی تأکید کند و همین، ضرب پایان‌بندی اثر را تا حدی می‌گیرد.

 

حمید رضا حاج حسینی:

داستان فیلم درباره عذاب وجدان از خطای ناخواسته و عقوبت آن است. ریتم آهسته و سکانس‌های بلند فیلم نیز در همین راستا است. مدت زمان طولانی فیلم و شخصیت‌های منفعلی که تماشاگر با وضعیت‌شان همدلی و همراهی نمی‌کند، شاید طرفداران معدودی را راضی کند.

عامه پسند(سهیل بیرقی)

سیدآریا قریشی:
بیرقی در تازه‌ترین اثرش دست روی بحث مهمی گذاشته است: داستان زندگی زنانی که سال‌ها فردیت خود را طی زندگی زناشویی نه‌چندان شیرین از دست داده‌اند و حالا در میانسالی تازه می‌خواهند روی پای خود بایستند در حالی که شناخت مناسبی از جامعه پیچیده، ریاکار، مردسالار و سرکوب‌گر اطراف خود ندارند. با این وجود زمان زیادی می‌گذرد تا موتور فیلم روشن شود. در دقایق اولیه مشخص نیست قرار است جذب کدام نکته از فیلم شویم: هنوز داستانی شکل نگرفته، چیز زیادی از شخصیت اصلی نمی‌دانیم که کنجکاو دنبال کردن زندگی او شویم و روابط او هم نکته درگیرکننده‌ای را نشان نمی‌دهد. درست است که بسیاری از اشارات موجود در دقایق اولیه فیلم قرار است در ادامه به کار آید، اما باید قلابی برای درگیر کردن تماشاگر وجود داشته باشد و این قلاب خیلی دیر خودش را نشان می‌دهد. از سوی دیگر شکل استفاده از روایت غیرخطی، عملاً فیلم را کُشته است. دانستن نتیجه نهایی در چنین فیلمی _ که احتمالاً قرار بوده عاملی باشد برای از بین رفتن کنجکاوی ما نسبت به دانستن انتهای ماجرا و در عوض تأکید بر چگونگی رسیدن به آن نقطه _ باعث شده تا بخشی از کوبندگی ماجرا گرفته شود.

حمیدرضا حاج حسینی:
سهیل بیرقی در دو فیلم قبلی‌اش نشان داده بود که تا حدی می‌تواند با تماشاگر عام ارتباط برقرار کند. «عامه‌پسند» داستان زنی تنها است که می‌خواهد روی پای خودش بایستد و مستقل باشد. سادگی و کم‌تجربگی شخصیت زن فیلم که قرار است مشخصه اصلی این کاراکتر باشد از بخشی از فیلم به نقض غرض تبدیل می‌شود و پس می‌زند. «عامه‌پسند» در جذب مخاطب عام موفق نخواهد بود

امیررضا تجویدی:
امتیاز: *۱/۲

 

ضعیف‌ترین ساخته سهیل بیرقی تاکنون. “عامه‌پسند” به سیاق فیلم‌های قبلی بیرقی، پر از سکانس‌های طولانی است که اگرچه جزییات بامزه و جذابی دارند، اما کارکرد دراماتیک چندانی ندارند و به راحتی قابل حذفند. مشکل اساسی اما اینجاست که اینجا بر خلاف دو اثر قبلی وی، تا بیش از نیمی از زمان فیلم، مسئله مرکزی روایت اصلا مشخص نیست و اتفاقات در عرض پیش می‌روند. در چنین شرایطی که گره داستانی مشخصی جز عواقب بلاهت‌بار و غیر قابل باور برای  شخصیت اصلی وجود ندارد، همه چیز صرفا قرار است مبتنی بر همذات‌پنداری فرامتنی مخاطب با ما به ازای بیرونی شخصیت پیش می‌رود. به همه این‌ها باید افزود روایت غیر خطی داستان را که هیچ توجیه مناسبی ندارد و صرفا برای ایجاد کنجکاوی در ذهن مخاطب طراحی شده است و از جایی به بعد، با لو دادن رویدادی بسیار مهم از پرده سوم داستان، مخاطب را به شکلی مخرب از فیلم جلو می‌اندازد تا دیگر انگیزه‌ای برای پیگیری ماجراها نداشته باشد.
 

سه کام حبس (سامان سالور)

حمید رضا حاج حسینی
نمونه دیگر مشابه از درام‌های اجتماعی سال‌های اخیر سینمای ایران با موضوع اعتیاد و مواد مخدر. تلاش سامان سالور برای نمایش شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه ایران قابل ستایش است، اما نمایش صرف معضلات اجتماعی و فقر کافی نیست و «سه‌کام حبس» جز خلق لحظاتی تاثیرگذار، نکته تازه‌ای برای تماشاگر ندارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *