روز دوم-واکنش کوتاه منتقدان/ از فیلمنامه‌ایی قهرمان پرور تا دنیای ذهنی یک فیلمساز

دنیای تصویرآنلاین- روز دوم جشنواره در پردیس ملت فیلم‌های «شنای پروانه» ساخته محمد کارت، «بی صدا حلزون» ساخته بهرنگ دزفولی زاده و «تومان» ساخته مرتضی فرشباف به نمایش درآمد.
واکنش کوتاه منتقدان به شرح زیر است:

«شنای پروانه» (محمد کارت)
سید آریا قریشی :با اجرایی سخت و فیلمنامه ای قهرمان پرورانه که منطبق بر اصول کلّی کلاسیک نوشته شده، “شنای پروانه” نشان می دهد که کارت تمایلی به پیمودن ساده ترین مسیرهای ممکن ندارد. “شنای پروانه” قهرمان می سازد اما روند قهرمان سازی لزوما روندی مطابق انتظار ما ندارد و به پایانی غیرمنتظره نیز ختم می شود. کارت یکی از امیدهای سینمای ایران است. فیلم از نظر بصری و اجرایی یادآور برخی از آثار فیلمسازانی چون هومن سیدی به نظر می رسد و رسیدن به بیان تصویری مستقل تر می تواند منجر به ساخت فیلم هایی حتی برانگیزاننده تر از “شنای پروانه” از سوی کارت شود.

 

امیررضا تجویدی:

امتیاز: ***

اثری غافلگیرکننده از محمد کارت که اینجا توانسته مشکل فضاسازی صرف در فیلم‌های کوتاهش را با سناریویی قابل قبول و استاندارد مرتفع کند. موقعیت اولیه بسیار ملتهب فیلم، حول یک آسیب اجتماعی مهم شکل می‌گیرد و حادثه محرک داستان نیز، بسیار سریع و کوبنده بدون اتلاف وقت عواقبی را برای شخصیت‌ها رقم می‌زند که اهمیت واکنش‌های آمیخته با تردید آنان را دوچندان می‌سازد‌. فیلم در طراحی جزئیات انگیزه و کنش شخصیت‌ها موفق است با ادغام کشمکش‌های بیرونی در چند عرصه با کشمکش‌های درونی شخصیت‌های اصلی، پویایی و ریتم مناسبی برای تسلسل رویدادها در پرده نخست در پی گرفته و این ریتم، تا رقم خوردن نقطه عطف اول، فیلم را به اثری شاخص در سینمای اجتماعی چند سال اخیر تبدیل می‌کند. مشکل فیلم در پرده دوم اینجاست که جستجوی قهرمان برای یافتن حقیقت و مواجهه‌اش با نزدیکان برادر خطاکارش، نمودار درستی ندارد و بخشی از این مواجهه‌ها در عوض کارکرد دراماتیک و تبدیل شدن به روابط بین فردی دراماتیک، صرفا حکم بازتاب پرجزئیات مختصات شخصیتی برخی بزهکاران مشغول به آسیب‌های زیرزمینی تهران را دارند و با حذف یا لاقل کوتاه کردنشان نیز کلیت داستان آسیبی نخواهد دید. در نقطه بحران و گره‌گشایی اما فیلم جانی دوباره می‌گیرد و با ایجاد پیچی غافلگیرکننده در باب هویت آنتاگونیست پشت پرده، نوید فرجامی نفسگیر را می‌دهد. اما در پایان فیلمساز خاطرنشان می‌کند که در دل این سیاهی و تباهی، مواجهه و درگیری تعیین‌کننده پایانی نه میان ضد قهرمان و آنتاگونیست ظاهری، که میان او و مورد اعتمادترین فرد زندگی‌اش است، اعتمادی که در این روزگار دروغ و پلیدی، در ازای تکیه‌گاه، بلای جان می‌شود.
“شنای پروانه” در مجموع راوی هزارتوی توطئه جذابی است در باب ورود قهرمانی از همه جا بی خبر به رینگ بوکسی که تنها راهش برای بیرون آمدن از آن، زدن بر زیر میز بازی باطلی است که ترجیح می‌دهد دیگر مهره خاموشی بر صفحه آن نباشد.

حمیدرضا حاج حسینی:

 

شایعاتی که درباره موضوع فیلم مطرح شده بود این فرضیه را قوت می‌داد که «شنای پروانه» فیلمی است که قصد دارد از قشر خلافکار و اراذل و اوباش قهرمان بسازد یا کاری کند که تماشاگر با این دسته از آدم‌ها همدلی کند. اما رویکرد فیلم کاملا برعکس است. در واقع با یک تریلر معمایی قابل‌قبول طرفیم که تلاش کرده داستان بگوید. هر چند در بخش‌هایی از فیلمنامه ایراداتی وجود دارد و تاثیراتی از فیلم‌هایی نظیر «ابد و یک‌روز» و «مغزهای کوچک زنگ‌زده» قابل‌مشاهده است. اما «شنای پروانه» به عنوان فیلم بلند اول محمد کارت اثری تماشایی است.

 

«بی‌صدا حلزون»

 

حمیدرضا حاج حسینی:
هر چه تماشاگر منتظر می‌ماند داستان فیلم جلو نمی‌رود و فقط شاهد اتفاقات کوچکی هستیم که رخ دادن یا ندادن‌شان تفاوتی ایجاد نمی‌کند. شخصیت‌های مکمل فیلم نیز تاثیری در پیشبرد درام ندارند. «بی‌صدا حلزون» فیلمی است که نه در گیشه موفق خواهد بود و نه منتقدان و طرفداران جدی سینما را راضی کند. تلاش هانیه توسلی برای ایفای نقشی متفاوت قابل تحسین است.

 

سیدآریا قریشی:
فیلم تلاش می کند ما را با دغدغه های افراد ناشنوا و کم شنوا آشنا کند که این، هدف بسیار قابل احترامی است. با این وجود «بی صدا حلزون» فیلم بدی است و این بد بودن از جایی ایجاد می شود که نمی توانیم با انگیزه های شخصیت ها احساس نزدیکی کنیم. با مشتی کاراکتر تخت و تیپیک مواجه ایم و تکلیف یک سری از روابط به درستی روشن نمی شود. رازی که در اواخر فیلم فاش شده و مسیر خط اصلی را روشن می کند اساسا ربطی به پروتاگونیست ندارد و به شکلی اتفاقی رخ می دهد؛ و پرش فیلم به صحنه پایانی ناگهانی و آزاردهنده است به گونه ای که احساس می کنیم باید در این میان بخش هایی وجود می داشت که در نسخه فعلی فیلم حذف شده است.

امیررضا تجویدی:

امتیاز: ۱/۲

فیلمی با یک مسئله فرامتنی مهم اما پرداخت به شدت تلویزیونی، تخت و تک‌بعدی. شخصیت‌های فیلم به تیپ نزدیک‌ترند تا شخصیت و کشمکش‌های بیهوده‌شان بر سر اتفاقات فرعی جای شخصیت‌پردازی را نمی‌گیرد. به نظر می‌رسد ارائه پیام برای فیلمساز مهم‌تر از ساخت فیلم خوب است و علنا پیام نیز قربانی عدم ظرافت داستان شده است. فیلمنامه اجازه کشف و شهود به مخاطب نمی‌دهد بلکه همه چیز در پکیجی آماده تقدیم می‌شود. به این‌ها بیفزایید شکسته شدن قرار داد ناشنوایی شخصیت‌ها در چند بزنگاه اصلی را که فیلم را در نقاطی به سطح کمدی ناخواسته تنزل داده است. ایده‌ای تلف‌شده که می‌توانست خیلی بهتر از کار در بیاید اگر نمایندگان اجتماع بی رحم پیرامونی را تا این حد کاریکاتوری به تصویر نمی‌‌کشید و در عوض، بر پرداخت انگیزه‌های شخصیت‌های مرکزی تاکید می‌کرد.

 

 

تومان(مرتضی فرشباف)

 

امیررضا تجویدی:

امتیاز: *۱/۲

اثری که جهان و قراردادش را برای مخاطب مهم نمی‌کند، بلکه او را میان جهانی که اهمیتش بدیهی پنداشته شده رها می‌کند و توقع همراهی دارد و منطق ضد پیرنگش هم بر آمده از همان ذهنیتی است که صرفا در ذهن فیلمساز جریان دارد. اما به مرور که با مختصات جهان فیلم آشنا می‌شویم و جزئیات بیشتری از خصلت‌های شخصیت‌ها در می‌یابیم، فیلم موفق می‌شود هرچند دیر، منطق انگیزه و روابط شخصیت‌ها را تبیین کند. مشکل اما اینجاست که این روابط و انگیزه‌ها در راستای تحول منفی شخصیت مرکزی، سیری ندارند و صرفا محصول لحظاتی هستند که اگرچه جذاب و تماشایی هستند، اما برای مخاطب مهم نمی‌شوند. منطق ضد پیرنگ یه معنای خلق‌الساعه بودن نیست، بلکه حاصل امتزاج فرم از خلال جایگزینی روابط علت و معلولی با موقعیت‌های دراماتیک اما نه تسلسل‌وار است. بنابراین جهان‌بینی برای مخاطب مهم نشده، اتمام ماجراها نیز اهمیتی پیدا نمی‌کند.

 

آرش خیروی:
«تومان» تلاش می‌کند فیلمی نو با سوژه‌ای ناب در حغرافیایی بکر باشد. اما در رسیدن به تمامی این‌ها ناکام می‌ماند. تیپ‌هایی که همدلی برانگیزاننده نیستند و داستان عشقی درنیامده با کارگردانی بدون تفکر و حرکات دوربین زاید. داستانی که دیر شروع می‌شود و پیش نمی‌رود. حتی فاجعه، تاثیرگزار شکل نمی‌گیرد. تومان فیلمی بی دلیل طولانی، شلخته، هدر رفته و بی‌ثمر است که می‌خواهد با ژستهایی که می‌گیرد متفاوت باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *