یک تریلر جاسوسی جذاب

محمد جلیلوند

دنیای تصویرآنلاین-براساس یک داستان واقعی. این جمله ای است که در بسیاری از محصولات سینمای آمریکا به ویژه در سال های اخیر به چشم می خورد و دلیل آن هم به علاقه ذاتی مخاطب به داستان هایی بازمی گردد که تکه هایی از آن ریشه در واقعیت داشته باشد. موضوعی که سینمای ایران کمتر به آن پرداخته و نویسندگان فیلمنامه علاقه چندانی نسبت به آن نشان نداده اند. اما در یکی دو سال اخیر با نمونه های بیشتری نسبت به سال های گذشته برمی خوریم که تعدادی از آنها در زمره فیلم های موفق سال قرار گرفته اند. برای مثال هم می توان به تریلرهای سیاسی موفق سال های اخیر همچون: «ماجرای نیمروز» ساخته محمدحسین مهدویان و «وقتی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار در کنار فیلم زندگینامه ای «غلامرضا تختی» ساخته بهرام توکلی اشاره کرد. حال در جشنواره سی و هشتم و در سومین روز نمایش فیلم ها در پردیس سینمایی ملت با فیلم «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان مواجه شدیم که نظرهای موافق بسیاری را به خود جلب کرد.

ملکان که سابقه تهیه کنندگی اش در سال های اخیر بر دیگر فعالیت های سینمایی اش سنگینی می کند، در روز صفر سراغ به تصویر کشیدن ماجرای فعالیت های تروریستی عبدالمالک ریگی رفته و تا زمان دستگیری اش را در صد و ده دقیقه نفسگیر به تصویر کشیده است. او که به همراه بهرام توکلی فیلمنامه روز صفر را نوشته، سراغ قصه ای رفته که هر ایرانی ای پایان اش را دانسته و از فرجام کار ریگی اطلاع دارد. این موضوع هم کار این دو را سخت و هم آسان کرده است: سخت از این جهت که تماشاگران واقف به پایان قصه بوده و دست نویسندگان کار برای غافلگیر کردن آنها بسته است و آسان از این نظر که توکلی و ملکان نیازی به رودست زدن های مرسوم در فیلم هایی از این جنس نبوده و می توانند تمام هم و غم خود را صرف روایت هیجان انگیزتر قصه کنند.

«روز صفر»  با یک نمای معرف از بیابانی خشک و بی آب و علف در مرز پاکستان آغاز شده که افراد گروهک جندالله در آن مستقر شده و مشغول تدارکی وسیع برای فعالیت های تروریستی خود هستند. یک شروع جذاب و در عین حال هالیوودی که خیلی زود تماشاگر را جذب خود می کند. آشنایی با قهرمان فیلم (مامور زبده امنیتی)، قدم بعدی است که فصلی نه چندان طولانی را به خود اختصاص داده تا تماشاگر هر چه بیشتر با شخصیت باهوش و لایه لایه او آشنا شود. لو رفتن عملیات موسوم به روز صفر ریگی در چند شهر بزرگ ایران، نقطه عطف نخست فیلمنامه فیلم به حساب می آید که در انتهای پرده نخست آن به یک سکانس درگیری پروپیمان ختم می شود. در نیمه میانی فیلم، التهاب درونی قصه بیشتر شده و با یک شیب تند به نقطه اوج در پرده پایانی ختم می شود. در این بخش، سکانس پر پلان دیگری وجود دارد که خوب و آبرومند از آب درآمده است.

فیلم هایی از جنس «روز صف» ، عموما فیلم هایی قهرمان محور و با تکیه بر تقابل آنتاگونیست و پروتاگونیست هستند که موفقیتشان هم ارتباط مستقیمی به این موضوع دارد. «در روز صفر»، قطب منفی کار با بازی خوب ساعد سهیلی بسیار خوب و باورپذیر از کار درآمده و شخصیت مامور امنیتی جوان با بازی معمولی امیر جدیدی که اغلب در فیلم های مختلف مشغول تکرار خود است، براساس الگوی هالیوودی شکل گرفته و تا حدود زیادی متقاعدکننده از کار درآمده است. ملکان با وجود آن که برای نخستین بار پشت دوربین به عنوان کارگردان قرار گرفته اما پخته و مسلط نشان داده و ابزار تکنیکی را به خوبی در خدمت داستان گرفته است. برای مثال هم می توان به دکوپاژ فیلمنامه سکانس افتتاحیه فیلم اشاره کرد که کاملا به استانداردهای روز سینمای جهان نزدیک است. به نظر می رسد که روز صفر از عجله های همیشگی روزهای منتهی به جشنواره، لطمه هایی خورده که یکی از آنها نداشتن موسیقی ارژینال است. همچنین تدوین فیلم هم نیاز به روتوش داشته و می تواند نسخه ای کوتاه تری از فیلم را آماده اکران عمومی کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *