هنر کیم نواک بودن

 

ترجمه:ارغوان اشتری

 

دنیای تصویرآنلاین-در دهه پنجاه و اوایل دهه شصت میلادی کیم نواک یکی از بزرگترین ستاره زمانه هالیوود بود. «سرگیجه» بیشترین شهرت را برای او به همراه آورده بود.«سرگیجه» داستان کمیسیرپلیس بازنشسته و عاشق به نام اسکاتی است که دلداده زنی مرموز و مو بلوند به نام مدلین می شود  و تلاش می کند جودی را از جنبه ظاهری به مدلین تبدیل کند.

جودی:« اگه اجازه بدم تعییرم بدی، اونوقت چی می‌شه؟ اگه چیزهایی که خواستی رو انجام بدم، من رو دوست خواهی داشت؟»

اسکاتی:«حتما .حتما.»

در «سرگیجه» نقش جودی و مدلین را کیم نواک بازی کرد.

آیا نقش‌ها چالش‌برانگیز بودند؟

نواک می‌گوید:«خب،می‌دانی،ویژگی جالبی آلفرد هیچکاک داشت از یک جهت به تغییرات فیزیکی که کاراکتر باید پیدا می کرد وسواس داشت اما از جنبه ایفای نقش کاملا آزادی می‌داد.»

«آزادی» توصیف دقیقی از سیستم استودیویی نیست که در دهه پنجاه هالیوود را کنترل می کرد.وقتی هری کوهن مدیر کمپانی کلمبیا با مرلین پائولین نواک بیست و یکساله قرارداد بست از اسم او شروع کرد.

نواک می‌گوید:«می‌خواست نامم کیت مارلو باشد. ببین، آنها پشت سرم تصمیم خودشان را گرفته بودند.گفتند که ما تصمیم گرفتیم اسم هنری شما کیت مارلو باشد. جواب دادم که قرار نیست کیت مارلو باشم،چطور می‌توانم کیت مارلو باشم؟این درک را دارم که مرلین هم نخواهم بود.اما کیت مارلو اسم خوبی نخواهد بود.»

شرایط بزرگ شدن نواک در شهر شیکاگو ظاهرا او را به خوبی آماده کرده بود تا مقابل مردانی بایستاد که مجله تایم آنها را «حاکمان مطلق هالیوود» خوانده بود.

نواک چنین به یاد می آورد:«هری کوهن ترسناک بود.پدرم هم ترسناک بود. آنها این نقطه اشتراک را داشتند.»

پدر کیم نواک کارگر راه آهن  و نسبت به کوچکترین دخترش سختگیر بود. احساسات متضاد او نسبت به پدرش و لری کوهن ابتر باقی ماند. کیم می‌گوید:«پدرم را دوست داشتم، به او احترام می گذاشتم. اما می‌ترساندم. پدرم به روش خودش مرد خوبی بود.»

اما او سختگیر بود؟

می‌گوید:«سختگیر بود. دوستش داشتم و ازش متنفر بودم.اما بیشتر از اینی که از او انزجار داشته باشم دوستش می‌داشتم.»

اما زمانی که بحث ارتباط با هری کوهن می‌رسد کیم نواک رویکردی مهربانانه تری دارد:« کریسمس‌ها برای او شیرینی شکلاتی هدیه می‌بردم.  یادم می آید اشک در چشمانش جمع می شد.»

آیا کیم نواک تعلق خاطری به کوهن داشت؟

«نه واقعا. اما از جنبه ایی داشتم. چون او فیلم‌های خوبی می‌ساخت. همیشه فیلم‌های خوب را برای من کنار می گذاشت.من در این مورد سپاسگزارم.»

فیلمهای خوب شامل فیلم «پیک نیک»(۱۹۵۵) می‌شود که او مقابل ویلیام هولدن ایفای نقش کرد.

سکانس رقص فیلم «پیک نیک»بشدت تاثیرگذار است. نواک می گوید تورنادوی به شهر کانزانس محل فیلمبرداری داشت نزدیک می شد.

«فکر می کنم الکتریسته ایی که در هوا وجود داشت ما احساس کردیم! و هر دوی ما(ویلیام هولدن و من)از انرژی که در فضا جریان داشت شارژ شدیم.»

سبک زندگی بازیگرها چیزی نبود که کیم نواک بخواهد .او با خودش اندیشیده بود شاعر یا نقاش شود.اما کار مدلینگ او را به غرب آمریکا رساند.

نواک می‌گوید:«همیشه زنی خجالتی بودم.»

خیلی زود کیم نواک با چهره های مطرح هالیوود چه مقابل دوربین و چه پشت دوربین همکاری کرد.یکی از این چهره های مطرح آلفرد هیچکاک بود که دقیقا می دانست قهرمان زن فیلمش چه ظاهری داشته باشد.

طراحی لباس سرگیجه چطور انجام شد؟

«من سراغ ادیث هد رفتم. گفتم این کت من را دیوانه می کند.باید کفش های زنانه مشکی می پوشیدم. من از کفش مشکی متنفرم. اما ادیت هد گفت جانم، فکر می کنم بهتر است در این مورد با آلفرد صحبت کنی.

کت و دامن خاکستری که مدلین در «سرگیجه» می پوشد کاملا قالب تن کیم نواک بود. آلفرد هیچکاک به کیم نواک می گوید:«بله.عزیزم.این دقیقا همان لباسی است که می خواهم بپوشی.»

آیا آلفرد هیچکاک می خواست او با پوشیدن این کت و دامن اذیت شود؟

نواک می گوید:« دقیقا.متوجه شدم که می خواهد حس ناراحتی داشته باشم.نیاز بود با پوشیدن این لباس حسی معذب پیدا کنم.دقیقا حسی که کاراکتر دارد.»

آیا نواک آلفرد هیچکاک را دوست داشت؟

نواک پاسخ مثبت می دهد.

اما نواک همیشه هالیوود را دوست نداشت.وقتی کوهن به طور ناگهانی سال ۱۹۵۸ درگذشت.نواک به لحاظ حرفه ای موقعیت خودش را متزلزل دید. بیشتر فیلم‌هایی که به او پیشنهاد شد فیلم های کنار ساحل بود. او سال ۱۹۶۶ هالیوود را ترک کرد.

«می دانی،نمی توانستم انتظار بکشم.دلم می خواست انتخاب خودم را داشته باشم. برگردم سراغ بوم نقاشی. خوب یا بد هالیوود را ترک کردم.آدم های معدودی را به زندگی خودم راه دادم. از حیوانات مراقبت کردم.»

حداقل حیوانات به مساله فروش فیلم ها فکر نمی کنند؟

نواک می گوید:«دقیقا. به ثروت یا هر چیز دیگری.»

کیم نواک که عاشق حیوانات است با یک دامپزشک به نام رابرت مالوی ازدواج کرد. آنها در حومه اورگن ساکن هستند.

زندگی کیم نواک در چند دهه اخیر آرام و ایده آل گذشته.

سال ۲۰۱۴ او از کنج عزلتش بیرون آمد در مراسم اسکار شرکت جست اما دونالد ترامپ(که آن زمان رئیس جمهورآمریکا نشده بود) درباره نواک نوشت:«نواک باید از جراح پلاستیکش شکایت کند.»

نواک فروتنانه می پذیرد.«دکتر پوست تزریق چربی انجام داد.اما جای اشتباهی تزریق چربی انجام داد و صورت من چاق تر شد. ایکاش ترامپ این جمله را نمی گفت.»

ترامپ نیز سال ۲۰۱۵ از این اظهار نظر ابراز پشیمانی کرد.

پناه کیم نواک نقاشی است.کاری که تمام زندگی انجام داده است.

«نقاشی ابزار است.می‌توانم احساسات خودم را با نقاشی بروز بدهم.احساسات خوب یا بد.پس از اسکار حس بدی داشتم.اما در نهایت چه کسی به حرف ترامپ و بقیه اهمیت می‌دهد؟»

نقاشی برای نواک چیزی بیشتر از سرگرمی است. در نمایشگاه جدیدی که در یانگستون اوهایو برگزار کرد او عشق به نقاشی را احساس کرد.

حالا در آستانه هشتاد و هفت سالگی نواک هنوز در حال پیدا کردن خود است.

وقتی از او سوال می شود چقدر از کیم نواک ، واقعی و چقدر از او یک پرسونای سینمایی است؟

نواک می گوید:« همه اش و هیچش.نمی دانم.درک درستی از پاسخم ندارم.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *