معلّمِ سینمای ایران

 

محمدمیرشاهی

در آغاز دهه ۷۰، تازه سینما برایم جدی شده بود و شیرینی اش کامم را شیرین؛ تنها واسطه من با زیبایی های سینما (آخرین اخبار، تحلیل ها و نقدها)، ماهنامه فیلم بود. البته در این میان هفته نامه سینما و ماهنامه گزارش فیلم هم حضور چشمگیری در سپهر سینمای ایران داشتند و گاهی گوشه چشمی نگاهی هم به آنها می انداختم. روزی عادت به مالوف ، گذرم به کیوسک روزنامه فروشی افتاد و نشریه سینمایی توجهم را جلب کرد که قطعش با ماهنامه محبوبم فیلم متفاوت بود؛ عکس فرامرز قریبیان در فیلم ردپای گرگ. مجله را برداشتم و ورق زدم، نامِ علی معلم به عنوان صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیر در بالای شناسنامه مجله خودنمایی می کرد. برایم جالب بود که هر سه مسئولیت خطیرِ مجله را یک نفر به عهده دارد. به خاطر حسِ کنجکاوی محتوای نشریه و نویسندگان نام آشنایش مجله را خریدم و با وَلَع تمام مجله را تا شب تمام کردم. حس خوبی داشتم. ملاک قضاوتم برای نشریات سینمایی ماهنامه فیلم بود. این نگاه بعدها در وجودم رنگ باخت؛ مصداق ضرب المثل قدیمی: هر گلی بویی دارد. به مرور دنیای تصویر برایم به فهرست مشتاقانی که ماهانه انتظار دیدارشان را داشتم، اضافه شد. حلقه منتقدانِ نام آشنا و توانمندی از جمله سعید عقیقی، امیر پوریا، کامبیز کاهه، جواد طوسی، رضا درستکار، طهماسب صلح جو و … غنای محتوایی نشریه را افزوده بود که این حلقه بزرگتر هم شد. از علی معلم و دنیای تصویرش بسیار آموختم و همه گاه تحسینم را نثارش کرده ام.

در روزگار نبود ماهواره، اینترنت و کمبود شبکه های تلویزیونی، تلویزیونِ ایران با ۳ شبکه گذران می کرد. برنامه هنر هفتم با اجرای اکبر عالمی ملجا و ماوای دوستداران سینما برای تماشای فیلهای کلاسیک بود. بسیاری از منتقدین مخاطرات و دغدغه های تولید برنامه های تلویزیونی را به جان نمی خرند اما علی معلم که پیشینه تولید ساخت و اجرای برنامه دیگری به نام «از واژه تا تصویر» را نیز داشت، سینمای اندیشه را هم به سوابق حرفه اش افزود. «سینمای اندیشه» را با محوریت پرداختن به آثار روز سینمای جهان به روی آنتن برد و به آزمون و خطا در زمینه ساخت برنامه‌هایی از این دست ادامه داد. او با صدای گرم و تاثیر گذارش، کارشناس و مجری «سینمای اندیشه» بود و به همراه چند منتقد و سینماگر آثار مختلف سینمایی را نقد و بررسی می‌کرد. خاطره انگیز ترین شبِ برنامه ی سینمای اندیشه که در اذهان دوستداران سینما همچنان باقی مانده است، دعوت از دکتر هوشنگ کاووسی برای نقدِ فیلم باشو غریبه کوچک بود. دکتر کاووسی که برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی در یک شبکه تلویزیونی ظاهر می شد، حسابی به فیلم و کارگردانش تاخت. او از مدتها پیشتر، نقدی را بر این فیلم نوشته بود و دوستداران بیضایی رنجیدند از اینکه علی معلم با عِلمِ به اینکه می داند دکتر کاووسی موضعش در مقابل فیلم چگونه ست، از او در برنامه دعوت کرده است. چراغهای برنامه ی سینمای اندیشه پس از مدتی برای همیشه خاموش شد. او بنیانگذار اولین جشن خصوصی سینما با عنوان حافظ بود. نام ِ حافظ برگرفته از عشق و علاقه اش  به اشعار حافظ بود و تا امروز ۲۰ سال از برگزاری اش می گذرد. برخی دیگر از نشریات دست به تجربیات مشابه زدند اما متاسفانه ادامه حیات نداشت. پیگیری، مداومت، سختکوشی علی معلم برای برگزاری جشن حافظ که فرصت و مجالی ست برای معرفی برگزیدگان یکسال دست اندرکاران سینما و تلویزیون، تبدیل به رویداد مهم فرهنگی هنری کرد که مورد احترام و وثوق اهالی سینما و تلویزیون هم هست. . امیدوارم وارثانش این راه را در فقدان او، با قدرت ادامه دهند. در این میانه همیشه روزگار بر وفق مرادش نبوده و ۲ سال فرزند رسانه ای اش (دنیای تصویر) به محاق توقیف رفت و می توان حس کرد که چقدر بر او سخت گذشته است اما از پا ننشست و دگر بار دنیای تصویر را به چرخه رسانه سینمای ایران بازگرداند. علی معلم که ذهن جسورانه و فکری خلاق داشت، حضور در بخشهای دیگر سینما را هم تجربه کرد که از این حیث فردی ست کم نظیر. تجربیاتش در حوزه تهیه کنندگی سینما، نشان داد که آمال و آرزوهای بسیار دارد. حضور چشمگیری در جشنواره های داخلی و بین المللی، محافل سینمایی و رویدادهای هنری داشت؛ قلبش برای سربلندی و افتخار سینمای ایران می تپید. علی معلم، بدون شک معلمِ سینمای ایران بود. او پیش از آغاز انتشار مجله دنیای تصویر، نقشی را در فیلمِ آلما (اکبر صادقی، ۱۳۷۱) به عهده داشت که در کشور آذربایجان فیلمبرداری می شد و خسرو خسروشاهی به جای او دوبله کرد و در عجبم که با وجود صدای گیرا و جذابش چرا از دوبلور بهره گرفتند! با وجود چهره فتوژنیکش، ترجیح داد دنیای بازیگری را دیگر تجربه نکند و همان یکبار در خاطره سینمای ایران ثبت شد.

آخرین شماره مجله که به بزرگداشت علی معلم پس از سفر ابدی اش اختصاص یافته بود، چکیده ای از احترام و ستایش اهالی فرهنگ و هنر به مقام والایش، مبین راهی بوده که او به درستی پیموده است. چهره جذاب، صدای گیرا، نفوذ و قدرت کلامش، توانایی مدیریت و وسعت ارتباطی اش از او برندی به نام علی معلم ساخت که می توان با جرات گفت که این برند تکرار نشدنی ست.

او در دنیای تصویر شعار جالبی را برای اشتراک مجله برگزیده بود؛ آشنایید، صمیمی شوید. هرگز مشترک مجله نشدم اما احساس صمیمیت و همدلی ام را با دنیای تصویر را در این سالها حفظ کرده ام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *