موسس یا کلاه‌بردار؟!

علی عابدی

در مسابقه کسب اسکار، در هالیوود مهم‌ترین اصل دیده‌شدن است. هر روز هر خبری از گوشه و کنار هالیوود می‌تواند صیقلی باشد بر پیکره مجسمه طلایی یک هنرمند. جایزه انجمن بازیگران فیلم، جایزه انجمن منتقدین، جایزه منتقدین نیویورک و بسیاری از گروه‌های ریز و درشتی که شاید خیلی هم مهم جلوه نکنند تاثیر به‌سزای خود را می‌گذارند. وقتی نام اما استون و ایزابل‌ هوپر و ناتالی پورتمن و… در ۱۶ جای مختلف دیده می‌شود، برای همه حتی اعضای آکادمی هم تصور این موضوع سخت است که لیست نامزدهای بهترین بازیگر زن شامل این اسامی نباشد. در واقع تکرار به حقیقت ذهنی بدل می‌شود! برای  بهتربن بازیگر مرد هم اسامی زیادی به‌چشم می‌آیند، تام هنکس، رایان گاسلینگ، کیسی افلک، دنزل واشنگتون هر کدام کم و بیش جزو مدعیان هستند.

اما بیایید کمی از کسی صحبت کنیم که دیر به مهمانی نامزدهای احتمالی دعوت شده! کسی که مانند رقبا رسانه های گوناگون را در تسخیر خود ندارد، از مایکل کیتون می‌گویم، که اجرای پرانرژی‌اش در موسس، مجال  پلک‌زدن را هم از آدم می‌گیرد! موسس داستان ری کراک، موسس مک‌دونالد را روایت می‌کند. مردی که فست فود را در دنیا تعریف کرد. فیلم علاوه بر سبک زندگینامه‌ای خود تعریفی نرد گونه از فرهنگ پاپ آمریکایی است.

اما چرا کیتون ظاهراً از قلم افتاده است!؟ درست است که او تا به‌حال موفق به دریافت مجسمه طلایی نشده اما با جوایز و نامزدی‌های متعدد غریبه نیست. او با بازی‌های خیره کننده‌اش در ۱۹۸۸ در دو فیلم «بیتل جوس» و «پاک و هشیار» جایزه انجمن منتقدان را به طور همزمان برای هر دو فیلم به‌دست آورد. فیلم پاک و هشیار نه‌تنها هنوز بعد از گذشت این همه سال سرپا مانده بلکه یکی از بهترین درام‌های تاریخ در مورد اعتیاد و معظلات ناشی از آن می‌باشد.

کیتون پس از آن با بازی‌هایی ضد ونقیض و فراز و نشیب‌های زیادی در عرصه بازیگری مواجه شد، اما در سال ۲۰۱۴ با بازگشتی شکوهمند در نقشی مشابه با زندگی حرفه‌ای خود در تمامی جشنواره‌ها و جوایز ریز ودرشت نامزد جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد شد تا به همگان ثابت کند که تمام نشدنی است! درست است که دست آخر در کمال ناباوری اسکار را به ادی ردمین واگذار و تنها گلدن گلوب را به خانه برد، اما جاه‌طلبی‌اش پایانی ندارد!

او با این نقش مسیر اسکار را برای خود هموار کرده و از شانس بالایی برخوردار است. دلیل اصلی کمتر دیده شدن فیلم کم‌کاری شرکت سازنده‌اش، واینستاین است. هاروی واینستین که خودش عهده‌دار کمپین فیلم بود اکران ویژه فیلم را برای فصل جوایز تنها به یک هفته محدود کرد که زمان کافی برای دیده شدن توسط گروه‌های مختلف را از فیلم گرفت تا همچنان فیلم کوچکی باقی بماند با تقلا برای دیده شدن هرچه بیشتر! نوشتن فیلمنامه توسط رابرت دی سیگل (کشتی گیر) و جان لی هنکاک (نجات آقای بنکس) هم خیلی به موفقیت آن در دیده‌شدن اضافه نکرده تا همچنان بازی خیره کننده کیتون کلید اصلی باقی بماند.

اما ری کراک واقعا چیزی را بنیان گذاشت؟ کار او بیشتر شبیه یک دزدی زیرکانه بود. مک‌دونالد در اصل به ریچارد و موریس مک‌دونالد تعلق دارد. دو برادری که در سال ۱۹۴۰ در سن برناردیو-کالیفرنیا اولین شعبه مک‌دونالد را افتتاح کردند. رستورانی به شکل فضای باز که مشتری‌ها با اتومبیل وارد آن شده و غذای خود را  دریافت می‌کردند. در سال ۱۹۵۴ ری کراک با برادران مک‌دونالد، برگر استثنایی آن‌ها و سیستم سریع تولیدشان آشنا شد و با ریزبینی و نبوغ بی‌نظیرش در تجارت و البته دروغ‌گویی و دزدی بر دوش برادران مک‌دونالد سوار شد و امپراطوری مک‌دوناد را تاسیس کرد. امپراطوری که پرچمش در تمام دنیا سر بلند و برافراشته است. ری کراک مفهومی جدید به آمریکا اضافه کرد، نماد فست فود در دنیا.

بعضی‌ها اعتقاد دارند که کیتون با استایلی ترامپ گونه سعی در نشان دادن ری کراک دارد، اما این حقیقت ندارد. ری برخلاف ترامپ یک بیزینس‌من حقیقی است! درست است که ری هم اعصاب خردکن است و ظاهر با کلاس و درخشانی ندارد، اما ری کراکی که کیتون به تصویر می‌کشد یک مرد رذل نیست، مردی است که رؤیا می‌کند!

در مجموع باید گفت کاری که کیتون انجام داده فراتر از خوب است و تنها شایسته‌ی یک چیز می‌باشد، دیده شدن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *